تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
رس : چاهى كه سنگ چينى نشده باشد تتبير : هلاك كردن

اعراب :

هادِياً وَ نَصِيراً
: حال يا تميز جملة : حال احسن : مجرور و عطف بر « الحق »
عَلى وُجُوهِهِمْ
: در محل نصب و حال
وَ عاداً وَ ثَمُودَ . . .
: عطف بر « جعلناهم » يا بر « اعتدنا »
مَطَرَ السَّوْءِ
: مفعول مطلق

مقصود :

اكنون در تسليت خاطر پيامبر مىفرمايد :
وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا مِنَ الْمُجْرِمِينَ
: همانطورى كه مشركين قوم ترا تكذيب ميكنند و ما آنها را دشمن تو ساخته‌ايم ، پيامبران پيش از تو نيز تكذيب مىشدند و ما مجرمين را دشمن آنها ساخته بوديم . مقصود اين است كه پيامبران را وادار كرديم كه آنها را دعوت به ايمان كنند و دين باطلشان را مذمت كنند . اين كار سبب دشمنى آنها مىشد . بنا بر اين مثل اين است كه خدا آنها را بدشمنى با پيامبران واداشته است .
وَ كَفى بِرَبِّكَ هادِياً وَ نَصِيراً
: خداوند كه ترا هدايت به حق و دوستان خود را يارى مىكند ، براى تو كافى است .
وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ لا نُزِّلَ عَلَيْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً واحِدَةً
: كفار به پيامبر خدا گفتند : چرا قرآن هم مثل تورات و انجيل و زبور يك جا نازل نشد ؟
كَذلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤادَكَ
: قرآن را قطعه قطعه و به صورت متفرق بر تو نازل كرديم تا قلبت را قوى كنيم و بر بصيرت تو بيفزائيم . گويند : علت اينكه كتابهاى ديگر يك جا نازل مىشد اين بود كه پيامبران پيشين مىخواندند و مىنوشتند . از اينجهت