است كه اسم آن « هذين » و خبر آن « لساحران » است .
ابن كثير و حفص « ان هذان » خواندهاند و در اين صورت اسم « ان » مخففهء از مثقله محذوف و جمله خبر آن است . حرف لام هم براى فرق ميان « ان » مخففه و « ان » شرطيه است .
ديگران « ان هذان » خواندهاند كه در اين صورت ، بقولى « ان » بمعنى « نعم » است و بقولى اسم « ان » ضمير محذوف است و . . .
در اين ميان ابن كثير نون « هذان » را تشديد داده و وجه آن يا اين است كه نون عوض از الف محذوف است يا براى فرق ميان كلمات مبهم و غير مبهم است .
فاجمعوا : ابو عمرو بهمزهء وصل و فتح ميم و ديگران از باب افعال خواندهاند .
يخيل : ابن عامر و روح و زيد به تاء و ديگران به ياء خواندهاند . بنا بر قرائت اول ، نائب فاعل ضمير مستتر و عائد به حبال و بنا بر قرائت دوم نائب فاعل « ان » است .
مقصود :
اكنون خداوند حكايت مىكند كه فرعون به موسى نسبت سحر داد تا مردم را به اشتباه اندازد . مىفرمايد :
قالَ أَ جِئْتَنا لِتُخْرِجَنا مِنْ أَرْضِنا بِسِحْرِكَ يا مُوسى
: اى موسى آمدهاى كه ما را به سحر خويش از سرزمينمان بيرون كنى ؟
فَلَنَأْتِيَنَّكَ بِسِحْرٍ مِثْلِهِ
: ما نيز سحرى همچون سحر تو خواهيم آورد .
فَاجْعَلْ بَيْنَنا وَ بَيْنَكَ مَوْعِداً لا نُخْلِفُهُ نَحْنُ وَ لا أَنْتَ مَكاناً سُوىً
:
جايى وعدهگاه قرار ده كه ما و تو در موقع معين در آنجا حاضر گرديم . آن جا بايد از نظر مسافت براى ما و تو يكسان باشد .
قالَ مَوْعِدُكُمْ يَوْمُ الزِّينَةِ وَ أَنْ يُحْشَرَ النَّاسُ ضُحًى
: در ميان مردم مصر يكى از روزها را روز زينت مىناميدند . و در آن روز مردم لباس نو مىپوشيدند و بازارها را تزيين مىكردند . موسى وعده گذاشت كه در بامداد همان روز كه مردم از خانهها خارج مىشوند ، در محل مخصوص اجتماع كنند و جريانات را از نزديك تماشا كنند .