قرائت :
اهلكناها : بصريان « اهلكتها » خواندهاند .
لغت :
خاوية : خالى تعطيل : ابطال عمل مشيد : مرتفع و بقولى گچكارى شده .
مقصود :
اكنون در بارهء مهاجرين مىفرمايد :
الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ
: تمكين ، قدرت - بخشيدن و ابزار كار را در اختيار ديگرى قرار دادن و راهنمايى كردن بر انجام كار است يعنى ما به آنها وسائل كارها را عطا كرديم و در زمين قدرت بخشيديم تا نماز بگزارند و حقوق واجب مالى را ادا كنند .
وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ
: و امر بمعروف و نهى از منكر كنند .
معروف حق و منكر باطل است ، زيرا حق ، صحتش شناخته شده و باطل ممكن نيست كه صحتش شناخته شود . اين جمله دلالت دارد بر وجوب امر بمعروف و نهى از منكر .
زجاج گويد : اين آيه وصف كسانى است كه خدا را يارى كنند .
امام باقر ميفرمايد : مصداق اين آيه ، به خدا مائيم .
وَ لِلَّهِ عاقِبَةُ الْأُمُورِ
: عاقبت كارها بدست خداست . اين جمله نظير
« إِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ »
است يعنى هر ملكى و حكومتى و قدرتى باطل مىشود جز ملك و حكومت و قدرت حق و سرانجام همهء امور بدست خدا مىافتد .
اكنون پيامبر خود را در برابر تكذيب كنندگان تسليت داده ، مىفرمايد :
وَ إِنْ يُكَذِّبُوكَ فَقَدْ كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَ عادٌ وَ ثَمُودُ وَ قَوْمُ إِبْراهِيمَ وَ قَوْمُ لُوطٍ وَ أَصْحابُ مَدْيَنَ
: همهء اين امتها - يعنى امت نوح و عاد و ثمود و امت ابراهيم و قوم لوط و اصحاب مدين - پيامبر خود را تكذيب كردهاند .