تسبيح فرشتگان را مىشنيد . چنين منظرهاى باعث آرامش خاطر او گرديد .
تكرار ضمير به صورت متصل و منفصل براى تأكيد و ازالهء شبهه و تحقيق معرفت است .
فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ
: نعلينت را بيرون بياور .
در بارهء علت اين امر اقوالى است :
1 - كعب و عكرمه گويند : نعلين از پوست ميتهء الاغ بود . از امام صادق ( ع ) نيز چنين روايت شده است .
2 - حسن و مجاهد و سعيد بن جبير و ابن جريح گويند : از پوست گاو تذكيه شده بود . منظور اين بود كه پا را برهنه كند و از بركت وادى مقدس بهرهمند گردد .
3 - اصم گويد : پا برهنه بودن نشان تواضع است . به همين جهت گذشتگان پا برهنه طواف ميكردند .
4 - ابو مسلم گويد : موسى نعل پوشيده بود كه از پليدى و شر حشرات مصون بماند . خداوند او را ايمن ساخت و مطمئنش كرد كه خطرى نيست و زمين پاك است .
إِنَّكَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوىً
: طوى نام همان سر زمين مقدس است . در بارهء وجه تسميه گفتهاند : دو بار تقديس شده است . مقدس يعنى مبارك . منظور اين است كه در آنجا نعمتها و رزق و روزى فراوان است . بعضى گفتهاند : يعنى تطهير شده است .
وَ أَنَا اخْتَرْتُكَ فَاسْتَمِعْ لِما يُوحى
: من ترا برسالت برگزيدهام . سخنم را گوش ده و ثبات قدم داشته باش .
إِنَّنِي أَنَا اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِي وَ أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِي
: پس به او دستور داد كه وحى را استماع كند . در بارهء توحيد و اخلاص به او دستور داده ، مىفرمايد : خدايى كه سزاوار پرستش باشد ، جز من نيست . مرا پرستش كن و كسى را در عبادت شريك من نگردان و نماز را براى اينكه به تسبيح و تعظيم به ياد من باشى بپاى دار . زيرا نماز جز براى ياد خدا نيست . يا اينكه مقصود اين است كه نماز را بپاى دار تا من هم بمدح و ثنا به ياد تو باشم .