گوش فرا ده . من خداى توام . جز من خدايى نيست . مرا پرستش كن و نماز را به ياد من بپاى دار . قيامت فرا مىرسد . ميخواهم آن را مخفى بدارم تا هر كسى به سعى خود جزا بيند . مبادا آنهايى كه به آن ايمان ندارند و پيرو هواى نفس هستند ترا از آن باز دارند كه گرفتار هلاكت مىشوى .
قرائت :
ابو على مىگويد : كسانى كه « انى » را بكسر همزه خواندهاند ، از لحاظ اين است كه كلام حكايت است و كسانى كه بفتح خواندهاند بخاطر اين است كه حرف جر از آن حذف شده است .
لاهله : حمزه اين كلمه را بضم هاء اخير خوانده است .
انا اخترتك : حمزه به همين صورت و ديگران « انا اخترناك » خواندهاند .
اما به صيغهء مفرد با سياق آيات سازگارتر است .
طوى : ابن عامر و اهل كوفه به تنوين و ديگران بدون تنوين خواندهاند و اين بنا بر اين است كه كلمه منصرف يا غير منصرف باشد . وجه عدم انصراف يا اين است كه علم و مؤنث است يا اين است كه كلمه معدوله است .
اعراب :
إِذْ رَأى
: ظرف متعلق بمحذوف در محل نصب و حال از « حديث موسى » .
أَكادُ أُخْفِيها
: اين جمله در محل رفع و خبر بعد از خبر براى « ان » .
لتجزى : متعلق به « آتية » يا
« أَقِمِ الصَّلاةَ »
.
فتردى : منصوب به اضمار « ان » در جواب نهى .
مقصود :
اكنون خداوند پيامبر خود را در برابر آزار و اذيتها تسليت گفته ، او را به صبر و شكيبايى فرا ميخواند . هم چنان كه موسى صبر كرد و رستگارى دنيا و آخرت نصيبش گرديد . ميفرمايد :
وَ هَلْ أَتاكَ حَدِيثُ مُوسى
: گاهى شخص به ديگرى مىگويد : آيا خبر فلانى