ترجمه :
و همچنين مردم را از حال آنها مطلع كرديم تا بدانند كه وعدهء خدا حق است و در بارهء قيامت ترديدى نيست . ( اين كار را هنگامى كرديم ) كه ميان خويش در بارهء كار آنها اختلاف كرده ، مىگفتند : بر آنها بنايى بسازيد . پروردگارشان بكارشان داناتر است و كسانى كه بر كار آنها غلبه يافته بودند ، گفتند : بر آنها مسجدى مىسازيم .
خواهند گفت : آنها سه تن بودند و چهارمشان سگشان بود و گويند : آنها پنج تن بودند و ششم ايشان سگشان بود و تير بتاريكى مىافكنند و از غيب خبر مىدهند .
و گويند : آنها هفت تنند و هشتم ايشان سگشان خواهد بود . بگو : پروردگارم به عدهء آنها داناتر است . جز كمى از مردم ، كسى عدهء آنها را نمىداند . در مورد آنها مجادله مكن ، مگر مجادلهاى آشكار و در بارهء ايشان از هيچيك از اهل كتاب ، نظر مخواه و در بارهء هيچ چيز مگو كه فردا انجام مىدهم ، مگر اينكه خدا بخواهد و هر گاه فراموش كردى ، خدا را ياد كن و بگو : شايد پروردگارم مرا به چيزى هدايت كند كه از اين به صواب نزديكتر باشد .
تعداد آيات :
تعداد اين آيات چهارتاست . لكن برخى « الا قليل » را پايان آيهء 22 دانستهاند و برخى « غداً » را پايان آيهء 23 دانستهاند .
لغت :
عثر : اطلاع . اعثار : مطلع ساختن . عاثور : گودالى است كه براى شكار شير حفر مىكنند .
مراء : جدال
اعراب :
إِذْ يَتَنازَعُونَ
: ممكن است منصوب به « اعثرنا » يا به « ليعلموا » باشد .
علت اينكه : در
« وَ ثامِنُهُمْ كَلْبُهُمْ »
واو آورده و در
« رابِعُهُمْ كَلْبُهُمْ »
و . . . نياورده اين است كه در اينجا جملهء
« وَ ثامِنُهُمْ كَلْبُهُمْ »
عطف است بر جملهء « سبعة » به تقدير