مَقاماً وَ أَحْسَنُ نَدِيًّا
: تميز نسبت .
كَمْ أَهْلَكْنا
: « كم » منصوب است به « اهلكنا » يعنى « كم قرناً اهلكنا » و تميز حذف شده است .
فَلْيَمْدُدْ لَهُ الرَّحْمنُ مَدًّا
: در اينجا فعل امر براى اخبار به كار رفته است . گاهى هم خبر براى امر به كار مىرود . مثل :
وَ الْمُطَلَّقاتُ يَتَرَبَّصْنَ
( بقره 228 : زنان مطلقه بايد انتظار بكشند ) .
ما يُوعَدُونَ
: مفعول به براى « رأوا »
إِمَّا الْعَذابَ وَ إِمَّا السَّاعَةَ
: بدل از « ما يوعدون »
مَنْ هُوَ شَرٌّ مَكاناً
: اين جمله تعليق شده و « هو » ضمير فصل است ، لكن بهتر است كه « من » موصوله باشد تا جمله تعليق نشده باشد . در اين صورت « من » مفعول « يعلمون » و جملهء « هو شر » مبتدا و خبر وصلهء « من » مىباشد .
مقصود :
اكنون خداوند به شرح حال آنها در روز قيامت پرداخته ، مىفرمايد :
وَ إِنْ مِنْكُمْ إِلَّا وارِدُها
: همهء شما به جهنم وارد مىشويد . علما در بارهء معناى ورود دو نظر دارند : 1 - مقصود از وارد شدن ، رسيدن و اشراف بر آن است ، نه داخل شدن آن . اين قول از ابن مسعود و حسن و قتاده و مختار ابو مسلم است . اينان به اين آيه استدلال كردهاند :
وَ لَمَّا وَرَدَ ماءَ مَدْيَنَ وَجَدَ عَلَيْهِ أُمَّةً مِنَ النَّاسِ يَسْقُونَ
( قصص 23 :
هنگامى كه به آب مدين رسيد ، مردمى در آنجا ديد كه مشغول آب دادن هستند ) و همچنين به آيهء
فَأَرْسَلُوا وارِدَهُمْ فَأَدْلى دَلْوَهُ
( يوسف 19 : آبدار خويش بفرستادند و دلو خويش بينداخت ) وقتى كه مىگوييد : « وردت بلد كذا و ماء كذا » يعنى بفلان بلد يا فلان آب رسيدم ، خواه داخل آن شده باشيد يا نشده باشيد .
در ضرب المثلهاى عربى آمده است كه : « ان ترد الماء بماء اكيس » يعنى : اگر با دانستن آب به آب برسى ، به احتياط نزديكتر است . زهير گويد :
فلما وردن الماء زرقا جمامه * وضعن عصى الحاضر المتخيم