را دنبال كردند و به زودى كيفر بد كارى خود را مىبينند . مگر كسانى كه توبه كنند و ايمان آورند و كار نيكو انجام دهند . اينان داخل بهشت مىشوند و ستم نمىبينند .
لغت :
على : بزرگ و برتر . فرق ميان على و رفيع اين است كه على هم به معناى مقتدر و هم به معناى برتر است . اما رفيع تنها به معناى كسى است كه برترى دارد . از اين جهت خدا را رفيع نمىگويند : زيرا رفعت در مكان است . بلكه رفيع الدرجات مىگويند .
بكى : جمع باكى يعنى گريان . ممكن است مصدر باشد .
خلف : اين كلمه بفتح لام به معناى جانشين صالح و به سكون لام به معناى جانشين ناصالح است . گاهى هم هر كدام به معناى ديگرى استعمال مىشود . لبيد گويد :
ذهب الذين يعاش فى اكنافهم * و بقيت فى خلف كجلد الاجرب
يعنى : آنان كه در پناه آنها زندگى شد ، رفتند و كسانى باقى ماندند كه سراسر نقص و عيب هستند .
اعراب :
سُجَّداً وَ بُكِيًّا
: حال .
إِلَّا مَنْ تابَ
: در محل نصب و استثناى متصل . ممكنست استثناى منقطع و به معناى « لكن » باشد .
مقصود :
اكنون خداوند به نقل داستان ادريس پرداخته ، مىفرمايد :
وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ إِدْرِيسَ إِنَّهُ كانَ صِدِّيقاً نَبِيًّا
: ادريس جد پدرى نوح است . نام او در تورات اخنوخ ضبط شده است . گويند : علت اينكه ادريس ناميده شده اينست كه كتابها را زياد مىخوانده است . او اول كسى بود كه خط نوشت و شغلش خياطى و اول خياط بود . گويند : خداوند نجوم و حساب و هيأت را به او آموخت و اينها معجزهء او بودند .