لغت :
نجى : كسى كه براى گفتگو كردن ، برگزيده شده است . برخى گويند : مصدر و به معناى ارتفاع است .
مقصود :
اكنون خداوند ، داستان موسى را ذكر كرده ، مىفرمايد :
وَ اذْكُرْ فِي
الْكِتابِ مُوسى إِنَّهُ كانَ مُخْلَصاً
: در اين كتاب كه قرآن است ، موسى را ياد كن كه از روى اخلاص خدا را عبادت مىكرد و رسالت خود را با خلوص نيت ، انجام مىداد . اگر بفتح لام خوانده شود ، يعنى : موسى كسى بود كه خداوند او را براى نبوت و رسالت ، برگزيده و خالص گردانيد .
وَ كانَ رَسُولًا نَبِيًّا
: او پيامبرى عظيم الشأن بود . كه به سوى فرعون و قومش فرستاده شد .
وَ نادَيْناهُ مِنْ جانِبِ الطُّورِ الْأَيْمَنِ
: طور ، كوهى است در شام كه خداوند در آنجا موسى را از جانب راست ندا كرد .
برخى گويند : از جانب راست كوه ، خداوند به او ندا كرد . مقصود اين است كه هنگامى كه از مدين مىآمد و در درخت ، آتش ديد ، خداوند با او تكلم كرد و گفت :
يا مُوسى إِنِّي أَنَا اللَّهُ رَبُّ الْعالَمِينَ
( قصص 30 : اى موسى ، من خداوند ، خداى جهانيانم ) .
وَ قَرَّبْناهُ نَجِيًّا
: او را به خود نزديك ساختيم و با او به گفتگو پرداختيم . ابن عباس گويد : خداوند او را مقرب گردانيد و با او تكلم كرد . مقصود از اين تقريب ، اين است كه سخن خود را به گوش او رسانيد . برخى گويند : يعنى مقام او را بالا برديم و عظمت بخشيديم . مثل بندهاى كه بمولاى خود نزديك و با او همنشين شود . پس منظور از تقريب ، احترام و تجليل است . نه اينكه از لحاظ مسافت و مكان ، به خداوند نزديك شده است . زيرا خدا مكان ندارد ، تا كسى به مكان او نزديك يا از مكان او دور شود يا يكى از ديگران به او نزديكتر باشد .
وَ وَهَبْنا لَهُ مِنْ رَحْمَتِنا أَخاهُ هارُونَ نَبِيًّا
: او بدرگاه ما نيايش كرد و گفت :