خدا نازل نمىشويم و همه چيز ، در اختيار اوست ) .
مقصود :
أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحابَ الْكَهْفِ وَ الرَّقِيمِ كانُوا مِنْ آياتِنا عَجَباً
: اى محمد ، آيا گمان مىكنى كه : آيا اصحاب كهف و رقيم ، از آيات شگفتانگيز ما هستند ؟ ! آفرينش آسمانها و زمين ، از اين كارها عجيبتر است . اين معنى از مجاهد و قتاده است .
ممكن است منظور اين باشد كه چون جواب از جانب خداوند ، دير آمد و پيامبر به اميد ايمان آنها ، در انتظار نشسته بود ، بوى بفرمايد : گمان مىكنى كه داستان اصحاب كهف و رقيم ، عجيب است و اگر براى آنها بازگو كنى ، ايمان خواهند آورد ؟ ! منظور از كهف ، همان غارى است كه آن عده ، به آنجا پناه بردند .
در بارهء معناى رقيم ، اختلاف است :
ابن عباس و ضحاك گويند : رقيم نام آن واديى است كه غار در آنجا واقع شده بود .
حسن گويد : رقيم نام آن كوه است .
كعب و سدى گويند : رقيم نام قريهاى است كه اصحاب كهف ، از آن خارج شدهاند .
سعيد بن جبير گويد : رقيم نام آن سنگ نبشتهاى است كه داستان اصحاب كهف را بر آن نقش و بر در غار نصب كردند . بلخى و جبائى نيز همين قول را اختيار كردهاند .
برخى گويند : اين لوح سنگى را در خزانهء پادشاهان قرار دادند ، زيرا جالب و حيرتانگيز بود .
ابن زيد گويد : رقيم كتابى است كه در آن اخبارى ثبت بوده و خداوند از محتويات آن خبر نداده است .
برخى گويند : اصحاب رقيم ، آن سه تنى بودند كه داخل غارى شدند و در غار بر روى آنها بسته شد . آنها گفتند :
- هر يك از ما بايد بدرگاه خدا دعا كنيم و يكى از كارهاى خوب خود را بر زبان