بيان آيهء 50
لغت
خزائن : جمع خزانه ، جايى كه چيزى در آن نگهدارى شود .
مقصود
اكنون به پيامبر خود دستور ميدهد كه بدنبال خواهشهاى ابلهانهء آنها نسبت به نازل شدن آيات عذاب ، به آنها بگويد كه ادعاى خدايى ندارد بلكه مدعى پيامبرى است . مىفرمايد :
قُلْ لا أَقُولُ لَكُمْ عِنْدِي خَزائِنُ اللَّهِ
: به اينها بگو : خزانههاى رحمت و و مخلوقات خدا بدست من نيست . يا اينكه خزانههاى روزى خدا در دست من نيست ، تا مردم بطمع مال ، ايمان آورند .
وَ لا أَعْلَمُ الْغَيْبَ
: من غيب نميدانم . تنها چيزهايى را ميدانم كه به من تعليم داده است . مثل مسالهء زنده شدن مردگان و بهشت و جهنم و . . . ابن عباس گويد : مقصود اين است كه من عاقبت و سرانجام شما را ميدانم . اينهم خدا به من تعليم داده است ، بنا بر اين آنچه مخصوص خداست و به من نياموخته است ، نميدانم .
وَ لا أَقُولُ لَكُمْ إِنِّي مَلَكٌ
: من نمىگويم : فرشته هستم . من انسانم . شما مرا مىشناسيد . حتى كارهايى كه از يك فرشته ساخته است از من ساخته نيست .
به اين جمله استدلال كردهاند كه : فرشته برتر از پيامبران است ، لكن اين استدلال صحيح نيست ، زيرا اين جمله در مقام بيان بيشتر بودن ثواب - كه ملاك فضيلت است - نيست . مىخواهد بگويد : چون من فرشته نيستم ، نمىتوانم چيزهايى كه فرشتگان در بارهء سرنوشت بندگان مىتوانند مشاهده كنند و بفهمند ، بفهمم .
إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا ما يُوحى إِلَيَّ
: هر چه به شما گفتهام و مىگويم . وحيى است كه از