وَ لكِنْ قَسَتْ قُلُوبُهُمْ
: عطف است بر جملهء
« فَلَوْ لا إِذْ جاءَهُمْ بَأْسُنا تَضَرَّعُوا »
زيرا از اين جمله بر مىآيد كه آنها تضرع نكردهاند .
بغتة : حال . يعنى : « اخذناهم مباغتين »
مقصود
اكنون خداوند ، حال امتهاى گذشته و رفتار آنها را نسبت به پيامبران ، بيان مىكند و نشان مىدهد كه رفتار كفار مكه هم مثل رفتار آنهاست . مىفرمايد :
وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا إِلى أُمَمٍ مِنْ قَبْلِكَ فَأَخَذْناهُمْ بِالْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ لَعَلَّهُمْ يَتَضَرَّعُونَ
پيش از تو پيامبرانى بسوى امتها فرستاديم . آنها مخالفت كردند و ما آنها را دچار فقر و سختى و بيمارى كرديم . شايد به تضرع و استغاثه در آيند .
زجاج گويد : « لعل » براى اميدوارى است . اما اميدوارى در مورد خداوند مفهومى ندارد . منظور اين است كه ما براى آنها فقر و بيمارى فرستاديم . تا اميدى كه بندگان ما به تضرع و استغاثهء آنها داشتند ، تحقق پيدا كند . در داستان فرعون به موسى و هارون مىگويد :
« لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشى »
( طه 44 ) يعنى شما اميدواريد كه فرعون ايمان بياورد . برويد و او را نصيحت كنيد . خداوند به حال او عالم است .
بهر حال خداوند متعال سرگذشت امتهاى گذشته را كه دچار سنگدلى و انحراف شده بودند يا براى پيامبر خود شرح ميدهد . مىگويد : كار آنها بجايى رسيده بود كه آنها را دچار كيفر و سختى كرديم تا به خود بيايند و در برابر امر خدا تسليم شوند . لكن باز هم تسليم نشدند . اين مطالب بمنزلهء تسليتى است براى پيامبر عاليقدر اسلام .
وَ لكِنْ قَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ ما كانُوا يَعْمَلُونَ
: ولى آنها بر اثر سنگدلى در راه كفر پايدارى كردند و عبرت نگرفتند . شيطان هم از موقعيت استفاده كرد و معصيت را در نظر آنها بياراست و تمايل آنها را به دنيا و لذائذ زودگذر آن برانگيخت .
دلالت آيه
برخى گفتهاند : خداوند از مردم كافر ايمان نخواسته است . لكن از اين آيه بر مىآيد كه خداوند حتى از كافران هم ايمان خواسته است . زيرا بيان مىكند كه نزول