فرزند شما را بكشم .
آن گاه چنين گفت ، - از پيامبر خدا با شمشيرهايى كه از سفيدى ميدرخشند و همچون جهش برق زود گذر نيستند ، دفاع ميكنم .
- از رسول خدا دفاع و حمايت مىكنم ، همچون حمايت كنندهاى دلسوز و مهربان « 1 » گفتار و اشعار بسيارى از وى در دست است كه همه شاهد اسلام وى هستند و از حد شمار ، بيرون هستند . مىگويد :
- مگر نميدانيد كه ما محمد را همچون موسى پيامبرى يافتيم كه نامش در كتب آسمانى پيشين ثبت است ؟
- آيا پدر ما هاشم ، براى جنگ كمر خود را نبست و فرزندان خود را به جنگ و نبرد سفارش نكرده است ؟ « 2 » در يك قصيده مىفرمايد :
- به احمد گفتند : ترا عقلى كامل نيست و از سببى قوى حمايت نميشوى .
- بدانيد كه او به حق آمده است و زبانش را بدروغ نمىآلايد . « 3 » در قصيدهاى كه برادر خود حمزه را به پيروى از پيامبر تشويق كرد ، مىفرمايد :
- اى ابا يعلى ، بر دين احمد صبر و استقامت داشته باش . دين را با صبر و شكيبايى آشكار كن كه توفيق پيدا مىكنى .
هامش
( 1 ) -منعنا الرسول رسول المليك * ببيض تلالا كلمع البروقاذود و احمى رسول المليك * حماية حام عليه شفيق( 2 ) -الم تعلموا انا وجدنا محمداً * نبيا كموسى خط فى اول الكتبأ ليس ابونا هاشم شد أزره * و اوصى بنيه بالطعان و بالحرب( 3 ) -و قالوا لاحمد انت امرؤ * خلوف اللسان ضعيف السببالا ان احمد قد جاءهم * به حق و لم ياتهم بالكذب