بيان آيه 94
قرائت
بينكم : اهل مدينه و كسايى و حفص اين كلمه را به نصب و ديگران برفع خواندهاند - رفع آن بنا بر اين است كه اسم و فاعل « تقطع » باشد و نصب آن بنا بر اين است كه ظرف باشد و فاعل « تقطع » يا ضمير مستتر است يا اينكه خود « بينكم » است كه در عين فاعل بودن به نصب و ظرفيت خود باقى مانده . مثل
« يَوْمَ الْقِيامَةِ يَفْصِلُ بَيْنَكُمْ »
( ممتحنه 3 ) در اين آيه نيز فاعل ظرف است .
لغت
فرادى : اين كلمه جمع فرد و فريد و فِرد است .
تخويل : عطا كردن . اصل اين كلمه به معناى بخشيدن خَول يعنى غلامان و كنيزان است .
زعم : پندار . ممكن است پندار حق باشد يا پندار باطل . شاعر گويد :
يقول هلكنا ان هلكت و انما * على اللَّه ارزاق العباد كما زعم
يعنى : مىگويد : اگر هلاك شوى ، هلاك مىشويم . همانا روزيهاى بندگان چنان كه او پنداشته است ، بر خداست .
بين : مصدر ، يعنى جدا شدن يا متفرق شدن . شاعر گويد :
بان الخليط برامتين فودعوا * او كلما ظعنوا لبين تجزع
يعنى : قوم در رامتين از هم جدا شدند و با يكديگر وداع كردند . آيا هر گاه بخواهند از هم جدا شوند ، بىتابى خواهند كرد ؟ !