ملزم كردهايم به ايمان و پاسدارى دين .
در اين آيه خداوند ضمانت مىكند كه پيامبر خود را يارى و دين را حفظ كند .
أُولئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ فَبِهُداهُمُ اقْتَدِهْ
: اينان را خداوند هدايت كرده است كه در برابر سختىها صبر و استقامت داشته باشند . تو هم به آنها اقتدا كن و در برابر آزار و كجرويهاى قومت صبر و استقامت داشته باش ، تا سزاوار همان پاداشى شوى كه آنها شدند .
برخى گويند : يعنى اينان بودند كه هدايت خدا را پذيرفتند و بلطف خدا هدايت يافتند ، اكنون تو هم راه آنها را دنبال كن و در توحيد و دلائل خداشناسى و تبليغ رسالت ، به آنها تأسى كن . مقصود اشاره به پيامبرانى است كه قبلا نامشان ذكر شد . اين معنى از ابن عباس ، سدّى و ابن زيد است . حسن و قتاده گويند : اشاره به مؤمنينى است كه از جانب خداوند بپاسدارى دين برگزيده شدهاند . طبق اين معنى لفظ هدايت تكرار نشده . اما طبق معناى اول تكرار شده و تكرار آن بخاطر طولانى شدن كلام مانعى ندارد . بنا بر معناى اول ، به پيامبر بزرگوار اسلام دستور مىدهد كه به صبر ايوب و سخاوت ابراهيم و سختگيرى موسى و زهد عيسى تأسى بجويد .
در آيهء بعد در تفسير پارهاى از امورى كه پيامبر گرامى ما بايد به پيامبران گذشته ، تأسى بجويد ، مىفرمايد :
قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً
: اى محمد ، به اينها بگو : من در برابر تبليغات دينى و انجام وظائف رسالت ، از شما مزدى نميخواهم . همانطورى كه ديگر پيامبران خدا نيز مزدى نخواستند . بديهى است كه اگر تبليغ رسالت هم مثل يك مؤسسهء تجارتى باشد يا شخص پيامبر همچون افراد مزدور ، در صدد كسب منافع مادى باشد ، مردم از دين تنفر پيدا ميكنند .
إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرى لِلْعالَمِينَ
: قرآن جز وسيلهء تذكر و يادآورى براى مردم جهان چيزى نيست .