دلالت آيه
از اين آيه بر مىآيد كه در هر دورهاى بايد پيامبر يا امامى باشد كه دين را پاسدارى كند . اين مطلب از جملهء :
« فَقَدْ وَكَّلْنا بِها قَوْماً »
استفاده مىشود . طبق اين جمله ، منصب پاسدارى دين را خداوند به افراد مىبخشد .
گروهى به اين آيه استدلال كردهاند كه پيامبر و امتش تابع شرايع گذشته بودهاند .
تنها آن قسمتهايى كه منسوخ شده ، تبعيت نميكردهاند .
اما اين مطلب صحيح نيست ، زيرا اين آيه در مورد مطالبى است كه ميان همهء پيامبران مورد قبول بوده است . اين مطالب جز توحيد و اخلاق پسنديده چيزى نيست .
اما احكام دينى از آنجا كه در ميان پيامبران مورد اختلاف بوده و هر پيامبرى حكمى مخصوص داشته است ، پيروى از همهء انبيا در آن احكام امكان ندارد .
دلالت ديگر آيه اين است كه : پيامبر ما بسوى همهء جهانيان مبعوث و نبوت به او ختم شده است . اين مطلب ، از جملهء
« إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرى لِلْعالَمِينَ »
استفاده مىشود .