مرا مىترسانيد و به پرستش آنها كه از ضررشان ترسى نيست و بخيرشان اميدى نيست ، دعوت مىكنيد ؟ !
إِلَّا أَنْ يَشاءَ رَبِّي شَيْئاً
: مگر اينكه خداى من چيزى را بخواهد . دربارهء تفسير اين جمله دو قول است .
1 - مقصود اين است كه : مگر اينكه خداوند اين بتها را غالب گرداند و آنها را مورد حمايت قرار دهد تا بتوانند به من آسيبى يا نفعى برسانند . در اين صورت هم خدا نيستند ، بلكه محتاج خدا و دليل يگانگى او هستند و ما را راهنمايى مىكنند كه سزاوار عبادت خداوند يكتاست و او را شريك و همتايى نيست .
2 - مقصود اين است كه : من از بتها نمىترسم . مگر اينكه خداوند بخواهد مرا عذاب كند و به من زيانى برساند . اما تفسير اول بهتر است .
وَسِعَ رَبِّي كُلَّ شَيْءٍ عِلْماً أَ فَلا تَتَذَكَّرُونَ
: در اينجا ابراهيم زبان بثنا گويى خدا گشوده ، گويد : خداى من به همه چيز عالم است . شما بايد در اينباره ، تدبر كنيد ، تا به اين حقيقت ، پى بريد .
باز هم به نكوهش رفتار و عقايد آنها پرداخت ، مىفرمايد :
وَ كَيْفَ أَخافُ ما أَشْرَكْتُمْ
: شما بچه دليل مرا الزام مىكنيد كه از اين بتهاى ساختگى شما بترسم ، با اينكه پر واضح است كه آنها را سود و زيانى نيست ؟ !
وَ لا تَخافُونَ أَنَّكُمْ أَشْرَكْتُمْ بِاللَّهِ
: اما شما از خدايى كه قادر است به انسان سود و زيان برساند ، نترسيده ، بساحت او جرأت مىورزيد و موجودات دون پايهاى را شريك او قرار مىدهيد و به پرستش آنها مىپردازيد .
برخى گويند : يعنى : من چگونه از شرك شما بترسم ؟ من از شرك شما بيزارم و بنا بر اين ترسى ندارم و خداوند هم بكردار زشت شما مرا مؤاخذه نميكند و كيفر نمىدهد . اين شماييد كه گرفتار شرك هستيد و بنا بر اين بايد بترسيد .
ما لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ عَلَيْكُمْ سُلْطاناً
: آن هم چيزى را شريك خدا مىدانيد كه هيچگونه دليل از جانب خداوند بر صحت آن نازل نشده است . از اين جمله بر ميآيد كه هر كس