بيان آيه 76 - 77 - 78 - 79
قرائت
راى : ابو عمرو و ورش بفتح راء و كسر همزه خواندهاند . ابن عامر و حمزه و كسايى به كسر راء و همزه و ديگران بفتح راء و همزه قرائت كردهاند .
لغت
جن عليه الليل : تاريكى شب او را فرا گرفت . جنّ بموجودى گويند كه از چشمها پنهان و پوشيده است . شاعر گويد :
و ماء وردت قبيل الكرى * و قد جنه السدف الادهم
يعنى : از جانب كرى به آبى وارد شدم كه تاريكى سياه آن را پوشانده بود .
افول : پنهان شدن .
بزوغ : طلوع .
قمر : در سه شب اول ماه به ماه هلال و در بقيهء ماه ، قمر گفته مىشود . اينكه به ماه قمر مىگويند به خاطر سفيدى آن است .
اعراب
چرا « شمس » را يك جا مذكر و يك جا مؤنث به كار برده ، گويد : « بازغة »
« هذا رَبِّي »
. . . ؟
پاسخ اين است كه « هذا » اشارهء به نور است . « 1 » اما علت اينكه شمس را مؤنث و قمر را مذكر قرار مىدهند ، اين است كه تانيث در پارهاى از موارد براى تعظيم است .
هامش
( 1 ) - ممكن است رمز ديگرى داشته باشد و آن اينكه وقتى خورشيد را خدا ميخواند و بر مسند الوهيت مىنشاند ، اسم اشاره مذكر برايش به كار مىبرد . اما همين كه بر اثر افول ، او را لايق اين مسند نميداند بار ديگر طبق معمول ضمير مؤنث به آن برمىگرداند .