و ضحّاك گويند : نام پدر ابراهيم . 2 - زجاج گويد : در ميان علماى نسابه ، اختلافى نيست كه نام پدر ابراهيم « تارخ » است . اما قرآن دلالت مىكند بر اينكه نام پدر وى آزر بوده است . 3 - برخى گفتهاند : آزر در لغت مردم بابل كلمهاى بوده است كه براى مذمت به كار مىرفته ، يعنى ابراهيم بپدرش گفت : اى خطا كار ! يا اينكه يعنى ابراهيم به پدر خطا كارش گفت . 4 - سعيد بن مسيب و مجاهد گويند : آزر نام بتى است .
زجاج گويد : بنا بر اين قول بايد فعلى در تقدير باشد . يعنى : ابراهيم بپدرش گفت :
آيا آزر را خداى خود مىپندارى ؟ سپس بدنبال آن فرمود : آيا بتها را خدايان خود مىپندارى ؟ آنچه زجاج در اينجا مىگويد ، مؤيد گفتار اصحاب ماست كه مىگويند :
آزر جد مادرى ابراهيم يا عمويش بوده است . زيرا بعقيدهء ايشان نياكان پيامبر گرامى اسلام تا حضرت آدم ع همگى يكتا پرست بودهاند .
در روايت است كه پيامبر گرامى اسلام فرمود : خداوند همواره مرا از صلب هاى طاهر برحمهاى پاك منتقل مىساخت تا اينكه مرا بعالم شما آورد و هرگز به آلودگيهاى جاهليت ، مرا نيالود .
بديهى است كه اگر در ميان نياكان پيامبر كافرى وجود داشت ، همه را طاهر وصف نميكرد . بخصوص كه خداوند متعال فرموده است :
« إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ »
( توبه 28 : مردم مشرك پليدند ) اصحاب ما براى اثبات اين مطلب ، دلايلى دارند كه اينجا محل ذكر آنها نيست .
أَ تَتَّخِذُ أَصْناماً آلِهَةً إِنِّي أَراكَ وَ قَوْمَكَ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ
: ابراهيم آزر را مورد انتقاد و اعتراض قرار داده ، مىگويد : چرا اين بتها را خداى خود مىدانى ؟
من ترا و قومت را از راه راست ، در گمراهى آشكار مىبينم . اين آيه پيامبر را تشويق مىكند كه همچون پدرش ابراهيم در برابر قوم خود كه به بت پرستى دعوتش مىكنند .
به بحث و گفتگو پردازد و به او اقتدا كند . در ضمن تسليتى است براى خاطر پيامبر .
وَ كَذلِكَ نُرِي إِبْراهِيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ :
همانطورى كه قصهء ابراهيم و گفتگوهاى او را با آزر ، بيان مىكنيم ، قدرت خود را كه در قلمرو آسمانها