كرده است . پس مقصود از وجه خدا ، جهت و راه خداست .
ما عَلَيْكَ مِنْ حِسابِهِمْ مِنْ شَيْءٍ وَ ما مِنْ حِسابِكَ عَلَيْهِمْ مِنْ شَيْءٍ فَتَطْرُدَهُمْ
:
نه حساب مشركين بر تو و نه حساب تو بر مشركين است . حساب همه با خداست كه دوستان را پاداش و دشمنان را كيفر مىدهد .
اين معنى بنا بروايت عطا از ابن عباس است وى ضمير را به مشركين برگردانده است . اما بيشتر مفسران قرآن كريم معتقدند كه منظور همانهايى است كه خدا را بامداد و شامگاه ميخوانند و در بارهء آن دو وجه گفتهاند :
1 - حسن و ابن عباس ( در روايت ديگر ) گويند : يعنى عمل و حساب عمل ايشان بر تو نيست . نظير آن در داستان نوح آمده است
« إِنْ حِسابُهُمْ إِلَّا عَلى رَبِّي لَوْ تَشْعُرُونَ »
( شعراء 113 : حساب اين نيازمندان با ايمان كه شما آنها را اراذل ميخوانيد ، اگر بدانيد با خداى من است ) علت اين است كه مشركين ، مردم با ايمان را بر اثر فقر و تهيدستى خوار مىشمردند و پيامبر بدلش خطور كرد كه مشركين را بر آنها مقدم شمارد بدين جهت به او گفته شد : حساب آنها بر تو نيست و عمل آنها اسباب ننگ و عار تو نخواهد بود كه آنها را طرد كنى . بدنبال اين جمله فرمود : نه تنها حساب ايشان بر تو نيست ، بلكه حساب تو هم بر ايشان نيست . تا هم كلام با تاكيد بيشترى ادا شده باشد و هم دو قسمت آن را هم مطابقت داشته باشد .
2 - مقصود اين است كه حساب رزق آنها بر تو نيست كه آنها را رنجيده و طرد كنى . يعنى نه رزق آنها بر تست و نه رزق تو بر آنها . خداوند است كه تو و آنها را روزى مىدهد . پس بگذار به تو نزديك باشند و آنها را از خود دور مكن .
فَتَكُونَ مِنَ الظَّالِمِينَ
: اگر آنها را طرد كنى ، از ستمكاران هستى . ابن عباس گويد : يعنى به خود ضرر مىزنى .
ابن انبارى گويد : اين آيه ، پيامبر را از اينكه در صف ظالمان قرار گيرد ، سخت ترسانيد ، زيرا بدلش خطور كرده بود كه رؤساء و پولداران را بر طبقهء مستمند مقدم بدارد . البته منظور او اين بود كه با رام شدن آنها در برابر اسلام ، قوم و بستگان