صورت زوج نيستند ، بر همين منوال ، رفتار و همه را هماهنگ مىكنند .
البته مثنى آوردن هم جايز است ، زيرا مطابق اصل است . هذلى گويد :
فتخالسا نفسيهما بنوافذ * كنوا فذا لعبط التي لا ترقع
يعنى نفسهاى ايشان در برابر ضربتهاى مهلكى كه جراحت آن قابل بخيه و التيام نبود ، تسليم شدند . اين مطلب در مورد غير از اعضا هم جايز است مثل :
« خلّيتما نساء كما » يعنى زنانتان را رها كرديد . در مورد آيهء شريفه ، مفرد آوردن هم جايز است كه گفته شود : « فاقطعوا يمينهما » شاعر گويد : « كلوا فى بعض بطنكم تعيشوا » يعنى به اندازهء مقدارى از ظرفيت شكم بخوريد تا زنده بمانيد .
جَزاءً بِما كَسَبا
: نصب جزاء بنا بر اين است كه مفعول له باشد و همچنين « نكالا » ممكن است مفعول مطلق باشد براى « فاقطعوا » به معناى « جازوهم و نكلوا بهم »
مقصود
در آيهء پيش حكم راهزنىها و سرقتهاى آشكار ، بيان شد ، اكنون در اين آيهء شريفه ، حكم سرقتهاى پنهانى ، بيان كرده ، مىفرمايد :
وَ السَّارِقُ وَ السَّارِقَةُ
: « الف و لام » براى جنس است يعنى هر زن و مرد دزدى ، علت اينكه مرد سارق را پيش از زن سارق ذكر مىكند ، اين است كه اغلب ، دزدى ، از طرف مردان صورت ميگيرد . در آيهء زنا ( نور 2 ) زن زناكار را بر مرد زناكار مقدم ميدارد ، زيرا اغلب « زنان هستند كه بمردان امكان زناكارى مىدهند .
فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُما
: ابن عباس ، حسن ، سدى و عموم تابعان گويند : يعنى دست راستشان را قطع كنيد .
ابو على گويد : علت اينكه مسلمانان بعد از قطع دست راست ، پاى چپ را قطع مىكنند نه دست چپ ، اين است كه مقصود از
« فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُما »
دست چپ نيست . بديهى است كه اگر مقصود دست چپ بود ، نص قرآن را رها نميكردند . اين مطلب شاهد اين است كه : جمع آوردن كلمهء « ايدى » در اين آيه ، مثل جمع آوردن