لغت
عثر : از « عثور » اطلاع يافتن بر چيزى مثل
« وَ كَذلِكَ أَعْثَرْنا عَلَيْهِمْ »
( كهف 21 :
و اينطور بر آنها اطلاع يافتيم ) اصل اين كلمه ، به معناى افتادن و خوردن به چيزى است ، اعشى گويد :
بذات لوث عفوناة اذا عثرت * فالتّعس اولى بها من ان يقال لعاً
يعنى شتر نيرومندى كه بر زمين افتد ، هلاك شدن برايش بهتر از بلند كردن است .
استحقاق : مستوجب و سزاوار بودن « استحق عليه » يعنى بر او حقى و ملكى پيدا كرد .
شأن نزول
گويند :
- وقتى كه آيهء قبل ، نازل شد ، پيامبر نماز عصر را خواند و تميم و عدى را احضار كرد و در كنار منبر ، آنها را سوگند داد كه :
- از مال ميت چيزى بر نداشته و حقيقت را كتمان نكردهاند .
سپس آنها را آزاد كرد . پس از مدتى ورثه ، اطلاع پيدا كردند كه ظرف نقرهء نقش دارى در نزد آنهاست و از ميت بود . آنها ادعا كردهاند كه از وى خريده و فراموش كردهاند كه به ورثه اطلاع دهند . بار ديگر آنها را نزد پيامبر آوردند و آيه نازل شد .
در اين وقت ، دو تن از اولياى ميت : عمرو بن عاص و مصعب بن ابى وداعهء سهمى ، سوگند ياد كردند كه آنها خيانت كردهاند و ظرف را از آنها گرفتند .
بعد از آنكه تميمدارى مسلمان شد ، مىگفت : خدا و رسولش راست گفتند . من ظرف نقره را برداشته بودم . اكنون توبه ميكنم .
مقصود
اكنون خداوند متعال ، حكم خيانت دو وصى يا دو شاهد را بيان كرده ، مىفرمايد :
- فَإِنْ عُثِرَ عَلى أَنَّهُمَا اسْتَحَقَّا إِثْماً
: ابن عباس گويد : اگر ظاهر شد كه دو شاهد ، با