اينكه متكلمان مىگويند : واسطهاى ميان گذشته و آينده ، بنام حال وجود ندارد ، زيرا فعل اگر موجود شده ، ماضى است و اگر هنوز موجود نشده ، آينده است ، لطمهاى بجنبهء ادبى و نحوى مطلب ، نمىزند ، زيرا درست است كه واسطهاى ميان وجود و عدم يا گذشته و آينده ، بنام حال وجود ندارد ، لكن چيزى كه در نزديكترين زمان انجام مىشود ، مانعى ندارد كه حال ناميده شود .
سيد مرتضى مىگويد :
- مفسران دربارهء تكرار كلمهء تقوى - كه به نظرشان اشكالى بزرگ بوده است به تفصيل ، بحث كردهاند . اما آنچه كه مهمتر و مشكلتر بوده ، رها كردهاند . مطلبى كه اشكال آن بيشتر است ، اين است كه :
- خداوند مىفرمايد : مردم مؤمن و نيكوكار ، در آنچه خوردهاند ، در صورتى كه داراى تقوى و ايمان و عمل صالح بودهاند ، گناهى نكردهاند و از آيه شريفه چنين بر مىآيد كه : كار مباح در صورتى گناه نيست كه شخصى كه آن را انجام مىدهد ، داراى صفت ايمان و تقوى و نيكوكارى باشد . حال آنكه كار مباح ، حتى براى اشخاص كافر ، گناهى ندارد ، تا چه رسد به ديگران .
سپس مىگويد :
- ما براى حل اين شبهه ، دو راه داريم :
1 - هر گاه ، براى اينكه شرط تقوى و ايمان و عمل صالح ، داراى اثر و فايده باشند ، قدرى دايرهء مشروطه را وسيعتر كنيم و بگوييم : تقدير آيه ، اين است :
- ليس على الذين آمنوا و عملوا الصالحات جناح فيما طعموا و غيره اذا ما اتقوا و . .
يعنى : بر مردم مؤمن و نيكوكار ، در آنچه ميخورند و كارهاى ديگرشان گناهى نيست ، در صورتى كه تقوى و ايمان داشته باشند و عمل صالح انجام دهند سپس داراى تقوى و ايمان باشند . . . اشكال فوق بر طرف خواهد شد .
زيرا شرط نفى گناه ، حتماً بايد داراى اثر باشد ، بطورى كه هر گاه شرط منتفى شد ، گناه ثابت شود . دانستيم كه خوددارى از گناه ، شرط گناه نبودن شراب
ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 172
مساهمون: الشيخ الطبرسي
ص١٧٢