يعنى : بستن سوگند ، بستن عهد ، بستن ريسمان .
تحرير : آزاد كردن بنده ( از حريت ) . فرزدق گويد :
أ بني غدانة اننى حررتكم * فوهبتكم لعطية بن جعال
يعنى : اى بنى غدانه ، من شما را آزاد كردم و به عطيهء بن جعال بخشيدم .
شأن نزول
گويند : هنگامى كه آيهء
« لا تُحَرِّمُوا طَيِّباتِ ما أَحَلَّ اللَّهُ لَكُمْ »
نازل شد ، گفتند : يا رسول اللَّه ، با سوگندها چكار كنيم ؟ خداوند اين آيه را نازل كرد .
ابن زيد گويد : آيه در بارهء عبد اللَّه بن رواحه نازل شد . او مهمان داشت و همسرش غذا را دير حاضر كرد . از اينرو سوگند ياد كرد كه غذا نخورد ، همسرش نيز سوگند ياد كرد كه اگر شوهرش نخورد ، غذا نخورد . مهمان نيز سوگند ياد كرد :
كه : اگر آنها نخورند ، او هم نخورد و عبد اللَّه غذا خورد و آنها نيز غذا خوردند .
سپس جريان را به اطلاع پيامبر رسانيد و خداوند اين آيه را نازل كرد .
مقصود
لا يُؤاخِذُكُمُ اللَّهُ بِاللَّغْوِ فِي أَيْمانِكُمْ
: در سورهء بقره در باره قسم لغو و حكم آن بحث شد . به نظر بيشتر مفسران و فقها چنين سوگندى كفاره ندارد تنها از ابراهيم نخعى نقل كردهاند كه او كفاره را لازم مىدانست .
وَ لكِنْ يُؤاخِذُكُمْ بِما عَقَّدْتُمُ الْأَيْمانَ
: اگر « ما » موصوله باشد يعنى « بالذى عقدتم » و اگر مصدريه باشد ، يعنى « بعقدكم » يا « بتعقيدكم » يا « بمعاقدتكم » عطا گويد : مقصود اين است كه : چيزى را نيت و بر آن سوگند ياد كنند . مجاهد گويد :
مقصود تصميم گرفتن است .
فَكَفَّارَتُهُ إِطْعامُ عَشَرَةِ مَساكِينَ
: كفارهء مخالفت قسم ، اطعام ده نفر مستمند است .
در اينجا ذكرى از مخالفت سوگند نشده است زيرا از كلام معلوم است و از طرفى باجماع امت ، كفارهء قسم هنگامى واجب است كه : مخالفت قسم بشود .
دربارهء مقدارى كه بايد به مستمندان داد ، اختلاف است . شافعى گويد :