( سوره فصلت 46 يعنى كسى كه كارى شايسته كند ، براى خود او و كسى كه كارى زشت كند ، بزيان اوست . )
وَ كانَ اللَّهُ عَلِيماً حَكِيماً
: خداوند بكردار او دانا و در كيفرش حكيم است . برخى گفتهاند : يعنى به كارهاى بندگان دانا و در داورى خود حكيم است و برخى هم گفتهاند :
يعنى به حال دزد دانا و در واجب كردن و بريدن دست او حكيم است . آن گاه ، اين مطلب را بيان مىكند كه اگر كسى كارى زشت كند ، سپس به گردن ديگرى افكند ، چگونه كيفرش بزرگ خواهد شد !
وَ مَنْ يَكْسِبْ خَطِيئَةً أَوْ إِثْماً
: كسى كه گناهى عمدى يا غير عمدى كند . برخى گفتهاند : خطيئه ، شرك و ذنب ، سواى شرك است .
ثُمَّ يَرْمِ بِهِ بَرِيئاً
: آن گاه گناه خود را به بيگناهى نسبت دهد . حسن و ديگران گويند : بيگناه ( برى ) همان يهودى است كه زره را در خانهء او افكنده بودند . برخى هم گفتهاند : منظور از بيگناه ، لبيد بن سهل است كه ذكر هر دو گذشت .
در بارهء ضمير « به » اختلاف است : برخى گويند : به « اثم » و برخى گويند :
به يكى از دو كلمهء « اثم و خطيئه » و برخى گويند به « كسب » بر مىگردد .
فَقَدِ احْتَمَلَ بُهْتاناً وَ إِثْماً مُبِيناً
: چنين كسى دروغى بزرگ متحمل شده است كه خود از بزرگى آن در شگفت مىماند و گناهى ظاهر و هويدا !
ردى بر جبريان
پيروان مسلك جبر معتقدند كه : خداوند متعال خالق افعال بندگان است .
لكن از اين آيات ، بر مىآيد كه سزاوارتر نيست كه خداوند ، خود افعال بندگان را خلق كند ، آن گاه ايشان را در مقابلى افعالى كه خود فاعل و خالق آنهاست : كيفر دهد ، زيرا هر گاه خالق افعال خداوند باشد ، آنان از آن كارها برى هستند و عذابشان روا نيست .
اگر كسى بگويد : اگر چه خالق فعل خداوند است ، لكن اين فعل ، انتساب به بنده و اضافهء به او دارد ، يعنى اگر چه خداوند خالق فعل است ، لكن قلب بنده نيز