بيان آيهء 110 و 111 و 112
لغت
سوء : كار زشتى كه انسان را مواجه شود و « رجل سوء » : مردى كه با امور ناپسنديده با مردم مواجه شود . سيئه . نقيض حسنه است :
يجد : اصل اين كلمه از و جدان به معناى ادراك است : وجود : ضد عدم ، زيرا همانطورى كه شيئى به ادراك ظاهر مىشود ، به هستى هم ظهور پيدا مىكنيد .
كسب : فعلى كه براى منفعت يا دفع ضرر ، انجام گيرد ، خداوند متصف بكسب نمىشود زيرا منفعتى احتياج ندارد و ضررى متوجه او نيست .
مقصود
هم اكنون ، خداوند متعال ، راه تلافى و توبهء از گناهان را به بندهء عاصى نشان داده ، مىفرمايد :
وَ مَنْ يَعْمَلْ سُوءاً أَوْ يَظْلِمْ نَفْسَهُ
: كسى كه مرتكب كار زشتى شود يا با ارتكاب گناه ، به خود ستم كند . برخى گفتهاند : يعنى با دزديدن زره كار زشتى كند و با نسبت آن دزدى به ديگرى به خود ستم كند . برخى گفتهاند : مقصود از « سوء » شرك و مقصود از ظلم سواى شرك است .
ثُمَّ يَسْتَغْفِرِ اللَّهَ
: سپس توبه كند و از خداوند طلب آمرزش نمايد .
يَجِدِ اللَّهَ غَفُوراً رَحِيماً
: مىفرمايد : اگر چه جريمهء ايشان بزرگ باشد ، اگر توبه و استغفار كنند ، مانع آمرزش و قبول توبهء ايشان نخواهد شد .
وَ مَنْ يَكْسِبْ إِثْماً فَإِنَّما يَكْسِبُهُ عَلى نَفْسِهِ
: هر كسى گناهى كند ، بزيان خود انجام مىدهد مثل :
« لا تَكْسِبُ كُلُّ نَفْسٍ إِلَّا عَلَيْها »
( سوره انعام 164 يعنى هر كسى كارى زشت كند به زيان خود اوست ) و مثل :
« مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ أَساءَ فَعَلَيْها »