بيان آيهء 20 و 21
لغت
قنطار : مال بسيار ، اين كلمه از قنطره بمعنى ، پل گرفته شده . قنطر بمعنى داهيه نيز از همان است زيرا در بزرگى به پل شبيه است مىگويند : « قنطر فى الامر » يعنى بدون اينكه حاجتى باشد او را در كلام بزرگ ساخت .
بهتان : دروغ و نسبت ناروا ، اصل اين كلمه از تحير است مثل :
فَبُهِتَ الَّذِي كَفَرَ
( سوره بقره 258 ) يعنى شخص كافر بواسطه نداشتن دليل متحير شد . بنا بر اين بهتان ، آن دروغى است كه صاحب خود را بواسطهء بزرگى خود حيران مىسازد .
افضاء : رسيدن دو چيز به يكديگر بطورى كه يكديگر را لمس كنند . اصل اين كلمه از فضاست كه به معناى گشادى است .
اعراب
بهتانا : مصدرى است كه جاى حال نشسته . و اثما : نيز همين حالت را دارد يعنى : « ا تأخذونه مباهتين و آثمين »
مقصود
خداوند در آيهء پيش مردم را تشويق كرد كه زنان خود را با حسن معاشرت نگهدارى كنند . اكنون بمردانى كه مىخواهند زنان را طلاق گفته و همسران ديگر اختيار كنند . مىفرمايد :
وَ إِنْ أَرَدْتُمُ اسْتِبْدالَ زَوْجٍ مَكانَ زَوْجٍ
: و اگر خواستيد زنى را بجاى زنى ديگر قرار دهيد .
وَ آتَيْتُمْ إِحْداهُنَّ قِنْطاراً
: و زنى را كه طلاق مىدهيد ، مال بسيارى دادهايد .
بنا بر آنچه كه در بارهء كلمهء قنطار گفته شده : قنطار ، پوست گاوى است كه پر از طلا