و برادران مادرى در ارث مساوى هستند .
مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصى بِها أَوْ دَيْنٍ
: بيان آن گذشت .
غَيْرَ مُضَارٍّ وَصِيَّةً مِنَ اللَّهِ
: در اينجا از ضرر زدن در موقع وصيت ، منع كرده است يعنى نبايد وصيتى كنند كه به حال ورثه مضر باشد قتاده گويد : منظور اين است كه به ميراث نبايد ضرر زد . خداوند نه در حال حيات ، به اين ضرر راضى است نه بعد از مرگ يعنى نبايد وارثان به يكديگر ضرر وارد كنند .
برخى گفتهاند : منظور اين است كه نه بايد وصيت كند به دينى كه بر ذمهاش نيست و مقصودش اين باشد كه بوارث ضرر بزند . بنا بر اين وصيتش مضر بميراث است و بموجب آن همهء مال يا قسمتى از آن به بيگانهاى تعلق مىگيرد . يا بدينى اقرار مىكند كه حقيقتى ندارد . براى اين كه وارث را از ميراث منع كند يا در حال مرض ، دستور مىدهد كه دينش را ادا كنند يا مالش را بفروشند و قيمت آن را دريافت و مصرف كند تا چيزى نصيب وارث نشود . در حديث است كه : « ضرر زدن در موقع وصيت ، از گناهان كبيره است » .
وَ اللَّهُ عَلِيمٌ
: خداوند بمصالح بندگانش آگاه است و دستورش در مورد قسمت ميراث و وصيت و . . . حكيمانه است .
حَلِيمٌ
: نسبت به عقوبت معصيتكاران ، عجله نمىكند و بوسيلهء مهلت و انتظار ، بر آنها منت مىگذارد .
اين دو آيه ، در مورد تعيين سهام وارثان است ، و ما قسمت مختصرى از احكام ارث را بالهام از ائمه اهل بيت ، ذكر مىكنيم و از آنجا كه در اين مساله اختلافات ، بسيار است ، از ذكر اموال ديگران خوددارى مىكنيم ، چه باعث طول سخن خواهد شد . كسانى كه طالب تفصيل باشند به كتبى كه در اينباره نگاشته شده ، رجوع كنند .
بايد دانست كه استحقاق ارث از دو راه ممكن است : نسب و سبب . سبب عبارت از زوجيت و ولاء است . ميراث زوجيت ، همواره با نسب همراه است ولى ميراث ولاء