بيان آيهء 85
لغت
شفاعت : اصل اين كلمه از شفع است كه به معناى جفت و ضد وتر مىباشد ، چه در حقيقت كسى كه براى ديگرى وساطت مىكند ، خود را رفيق و دوم او قرار داده است .
شفيع به كسى گويند كه ملك ديگرى را ضميمهء ملك خود سازد .
شفاعت پيامبر
مسلمين در بارهء كيفيت شفاعت پيامبر در روز قيامت ، اختلاف كردهاند :
معتزله و پيروان ايشان گويند : پيامبر ، اهل بهشت را شفاعت مىكند تا خداوند بر درجات ايشان بيفزايد .
ديگران گويند : پيامبر آن عده از گنهكاران امت را كه خداوند از دينشان راضى است ، شفاعت مىكند تا بدان وسيله كيفر آنها ساقط شود .
كفل : بهره و نصيب . اين كلمه از « اكتفلت البعير » است ( يعنى بر كوهان شتر گليمى افكنده و بر او سوار شوند ) در حقيقت در موقع سوار شدن بر شتر ، از همهء پشت شتر استفاده نمىشود بلكه از قسمتى از آن ، استفاده مىشود .
ازهرى گويد : كفل يعنى كسى كه به خوبى سوار بر اسب نمىشود و اصل اين كلمه « كفل » به معناى عجز است و كفالت به نفس و مال نيز از همين است و كفل به معناى مثل است .
مقيت : اصل اين كلمه از « قوت » است و قوت ، وسيلهاى است كه جان انسان را حفظ كند و مقيت ، كسى است كه بر حفظ جان و دادن قوت قدرت داشته باشد . چنان كه شاعر گويد :
و ذى ضغن كففت النفس عنه * و كنت على مساءته مقيتاً
يعنى : صاحب كينهاى كه خود را از او حفظ كردم و بر بدى او مقتدر بودم .