است . بدليل اينكه بر سر فعلى درآمده كه بوسيلهء نون تاكيد شده است . كلمهء « من » موصوله و مراد كسى است كه سوگند ياد مىكند يعنى : و ان منكم لمن حلف باللَّه ليبطئن صلهء « من » ممكن است فعل قسم واقع شود زيرا فعل قسم خبر است ولى ممكن نيست امر و نهى باشد :
كان : مخفف « كَانَّ » يعنى « كانه » و ضمير حذف شده است . جملهء :
« كَأَنْ لَمْ تَكُنْ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُ مَوَدَّةٌ »
ميان فعل « ليقولن » و مفعول آن
« يا لَيْتَنِي كُنْتُ . . . »
فاصله شده است . چنان كه جملهء :
« قَدْ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيَّ إِذْ لَمْ أَكُنْ . . . »
مفعول « قال » است .
فافوز : در جواب تمنى منصوب شده و اصل آن « فان افوز » است . بنا بر اين بوسيلهء فاء در حقيقت اسمى بر اسمى عطف شده است يعنى : « يا ليتنى كان لى حضور معهم ففوز » و اگر عطف بر ظاهر باشد معناى آن « يا ليتنى كنت معهم ففزت » خواهد بود .
شان نزول
برخى گفتهاند : اين آيهها در بارهء مؤمنان نازل شده است زيرا خداوند ايشان را مخاطب ساخته است و ميان مؤمنان و منافقان ، بوسيلهء « ما هم منكم و لا انتم منهم » فرق گذارده است .
بيشتر مفسران گويند : در بارهء منافقان نازل شده و علت اينكه در خطاب آنها را با مؤمنان جمع كرده ، اين است كه ميانشان علاقهء نوعى و نسبى وجود دارد و - بخاطر وجود علاقهء ايمانى نيست . جبايى همين را اختيار كرده است .
مقصود
چون خداوند مردم را بجهاد تشويق فرمود ، در صدد شرح حال كسانى كه از جهاد تخلف مىكنند ، برآمده ، فرمود :
وَ إِنَّ مِنْكُمْ
: مؤمنان را مخاطب مىسازد ، سپس منافقان را به ايشان اضافه كرده ، مىفرمايد :