بيان آيهء 69 - 70
لغت
صديق : كسى كه همواره حق و حقيقت را تصديق دارد . برخى گفتهاند : صديق كسى است كه به راستگويى عادت كرده باشد و اين بناء نسبت به كسانى به كار مىرود كه به كارى عادت كرده باشند مثل : سكير يعنى كسى كه همواره مست است و شريب يعنى كسى كه هميشه شراب مىنوشد .
شهداء : جمع شهيد يعنى كشتگان راه حق . به آنهايى كه در راه باطل كشته شوند ، شهيد گفته نمىشود . شهادت صفت و حالت مقتولى است كه در راه حق كشته شده و در راه خدا داراى اخلاص است و به حق اقرار دارد و دعوت كنندهء بسوى آن است .
انسان مىتواند آرزوى شهادت كند ولى نمىتواند آرزو كند كه بدست كافرى كشته شود زيرا عمل كافر معصيت است و انسان نبايد آرزوى معصيت كند . كلمهء شهادت از اسماء مدح است . برخى گفتهاند : شهادت عبارت است از صبر بر جنگ دشمنان كه خداوند به آن امر كرده است . اما صبر بر الم به اينكه از درد و جراحت ننالد ، لازم نيست بلكه چنين ناليدنى مباح است در صورتى كه سخنى ناپسند بر خلاف رضاى خداوند نگويد .
صالح : كسى كه در راه حسن عمل استقامت داشته باشد .
رفيق : همدم و همراه و مصاحب . اين كلمه از « رفق در عمل » يعنى مدارايى است . مرافقت نيز از همين اصل است . مرفق به معناى آرنج دست و وجه تسميهء آن اين است كه بوسيلهء آن دست انسان بهتر در اختيار انسان قرار مىگيرد و نيكوتر مصاحبت و رفاقت مىكند .
خداوند متعال مىفرمايد :
« وَ يُهَيِّئْ لَكُمْ مِنْ أَمْرِكُمْ مِرْفَقاً »
( سوره كهف 16