بيان آيهء 62 و 63
لغت
حلف : سوگند ، قسم . حليف : هم سوگند .
بليغ : از بلاغت بمعنى رسا بودن سخن . شخص بليغ : كسى كه بتواند بوسيلهء عبارات ، هر چه در دل دارد بيان دارد .
اعراب
كيف : خبر براى مبتداى محذوف يعنى : « فكيف صنيعهم اذا اصابتهم مصيبة » گويى چنين مىگويد : « الاسائة صنيعهم بالجراة على كذبهم ام الاحسان صنيعهم بالتوبة من جرمهم » يعنى آيا بدى اين است كه جرات بر دروغ كنند يا نيكى اين است كه توبهء از گناه كنند . ممكن است « كيف » در محل نصب باشد يعنى « كيف يكونون : امصرين ام تائبين يكونون » يعنى چگونه هستند ؟ آيا اصرار بر كردار زشت خود دارند يا توبهگرند ؟ ممكن است گفته شود : تقدير اين است : « كيف بك » يعنى : « اصلاح بك ام فساد بك » آيا صلاح تست . يا فساد تو است در اين صورت « كيف » مبتداء است و خبر آن محذوف است .
يحلفون : محلا منصوب و حال است .
إِنْ أَرَدْنا
: جواب قسم احساناً : مفعول به يعنى : اردنا احساناً .
مقصود
اكنون با عطف به سابق ، مىفرمايد :
فَكَيْفَ
: كار آنها چگونه است ؟
إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ
: هنگامى كه بواسطهء نفاق و اظهار نارضايتى