بيان آيهء 44 - 45
لغت
عداوت : يارى نكردن و دورى از آن . ضد آن ولايت است كه نزديك شدن براى يارى است . بغض : ارادهء اهانت و خفيف كردن است و ضد آن محبت است كه ارادهء احترام و تعظيم است .
كفايت : رسيدن به حدى است كه حاجت بر طرف شود . اكتفاء و استغنا اين است كه يكى را بگيرند و بقيه را رها كنند .
نصرت : زياد كردن نيروى شخص براى غالب شدن است و معونت هم مثل نصرت است و ضد آن خذلان است كه ترك كمك است و عقوبت شمرده مىشود .
اعراب
كَفى بِاللَّهِ
: در بارهء باء دو قول است : 1 - براى تاكيد اتصال است 2 - زجاج گويد بمعنى اكتفوا باللَّه است ، اما محل آن باتفاق همه رفع است .
شان نزول
آيهها در بارهء رفاعة بن زيد بن سائب و مالك بن دخشم كه در موقع تكلم با پيامبر گرامى زبان خود را مىپيچيدند و از او عيبجويى مىكردند نازل شدهاند .
مقصود
چون خداوند احكام واجب العمل را بيان داشت ، در صدد تحذير از مخالفت آن برآمده ، مىفرمايد :
أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيباً مِنَ الْكِتابِ
: ابن عباس مىگويد : يعنى آيا علم تو به يهوديانى كه بهرهاى از كتاب تورات بردهاند ، منتهى نشد ؟
يَشْتَرُونَ الضَّلالَةَ
: كه گمراهى را به هدايت مىخرند و پيامبر را تكذيب مىكنند .