اين دريا خلاف ساير درياها جزر و مد « 1 » ندارد ، اما از آنجا كه آب در هيج گوشهئى از آن بالا نمىآيد ، مگر در كنارهء باختريش ، بنابراين وزش بادى كه از دريا برمىخيزد قابل اندازهگيرى است و هنگام آرامش جهت و هدف هوا يكسان است .
ژرفاى ميان كف دريا آنقدر زيادست كه با شصت يا هفتاد نخ هم نمىتوان آن را اندازه گرفت ، با تمام زحمتى كه متحمل شديم ، حتى در شش يا هفت مايلى ساحل داغستان نيز نتوانستيم در عمق سى نخ به كف دريا برسيم .
رودخانههاى بسيار به اين دريا مىريزد . هنگام مسافرت به سوى اين منطقه ، به ما گزارش داده بودند كه تعداد اين رودخانهها به چند صد رشته مىرسد كه براى ما باور كردنى نبود ، ولى موقع بازگشت در فاصله بين رشت « 2 » تا شماخى « 3 » كه حدود بيست روز طول مىكشد ، بيش از هشتاد نهر كوچك و بزرگ را ديديم كه به دريا منتهى مىشد .
سفيران ما تمايل داشتند ، بل مصمم بودند كه در صورت سالم ماندن قايقها و كشتى ، در مدت زمانى كه در حضور شاه ايران بوديم ، پهنا و درازاى اين دريا را طى كنيم تا از اين رهگذر آگاهىهاى بيشترى از وضع و موقع آن به دست آيد ، كارى كه انجام آن آسان بود ، لكن به سبب شكستن كشتى اين فكر نقش بر آب شد « 4 » .
هامش
( 1 ) - همان صفحه از همان كتاب : « و اين دريا را موجى عظيم بود از همه بحار سختتر و جزر و مد ندارد . . . » - م .
( 2 ) -Rescht( 3 ) -Schamachi- مركز ايالت شيروان در آن زمان . براى آگاهى بيشتر درباره اهميت اين شهر به صفحات 53 - 103 - 105 و 113 كتاب « تشكيل دولت ملى در ايران » رجوع فرمائيد - م .
( 4 ) - مختصات درياى خزر ظاهرا قبل از او نيز تعيين شده بود ، حمد إله مستوفى در نزهة القلوب صفحه 239 نويسد : « طول اين دريا دويست و شصت فرسنگ و عرض دويست فرسنگ و دورش تقريبا هزار فرسنگ است . . . » - م .