فصل يازدهم - ترك مسكو ، مسافرت تا هلشتاين ، و بندر تراومونده « 1 » ، گزارشهاى ديگر و فرجام كار اتوبروگمان .
پس از اين آماده سفر شديم ، در حالى كه همچنان مىبايستى از سورتمه استفاده كنيم ، در پانزدهم مارس مأموران روسى و چند تن استرليز « 2 » و تعداد زيادى آلمانى كه ما را بدرقه مىكردند ، مسكو را ترك كرديم . پس از وداع دوستانه از بدرقه كنندگان به راه ادامه داديم و تصميم گرفتيم مسافرت در روز را بدون وقفه و با صرف نيروى زياد انجام دهيم زيرا فصل بهار آغاز شده بود و امكان داشت به سبب آب شدن يخ سورتمهها در راه بمانند .
بيست و سوم مارس به گروس « 3 » - ناوگراد رسيديم . من چون دچار تب شده بودم و نيز به دلايل ديگر نتوانستم بيش از اين در كميته بمانم ، سپس در معيت پزشك هيئت پيشاپيش به روال « 4 » حركت كرديم و سفرا آخر ماه مارس به ناروا « 5 » رسيدند .
هامش
( 1 ) -Travemunde- شهرى در شمال آلمانغربى - م .
( 2 ) -Strelitz- اولين افرادى كه ارتش رسمى روسيه را تشكيل دادند . اينها در زمان ايوان چهارم از قشرهاى گوناگون جامعه برگزيده و استخدام شدند - و - آ .
( 3 ) -Gross - Naugorad- يا ناوگراد بزرگ - نووگرودNowogrodفعلى - م .
( 4 ) -Reval-
( 5 ) -Narwa