تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى ) — صفحة 367

مساهمون:

ص٣٦٧
پادشاه است كه از طريق پرتاب سيب برگزيده مىشود و براى انتخاب شمخال تمام ميرزاها « 1 » يعنى شاهزادگان به صورت دايره گرد هم جمع مىشوند ، سپس يك نفر روحانى سيبى زرين را به سوى آنان برتاب مىكند كه به هر كس اصابت كرد او شمخال مىشود . مرد روحانى به خوبى مىداند كه سيب را به سوى چه كسى بايد پرتاب كند . شمخال ( آنها به زبان خود شمخال را روشنائى خرد مىدانند ) بين ديگران فردى متشخص و محترم است ولى ديگر شاهزادگان فرمانبردارى چندانى به او نشان نمىدهند . همانطرر كه قبلا اشاره شد ما سفر خود را از طريق داغستان در چهاردهم آوريل آغاز كرديم و وارد حوزهء حكمرانى اوسمى و دهكده‌اى بزرگ شديم كه نامش را از حاكم آنجا بنام رستم « 2 » داشت . از ميان دهات زيبايى كه داراى باغ‌هاى ميوه و كشتزارهاى خوبى بود گذشتيم ، پسر شاهزاده رستم در معيت پانزده سوار مسلح به ما برخورد كرد و ورودمان را به سرزمين خويش خوش‌آمد گفت ، سپس از ما جدا شد و به طرف بيشه‌اى در سمت چپ رفت ، ولى ما به طرف صحراى وسيعى در سمت راست حركت كرديم و نزديك دهكده‌ئى ، در حالى كه گاريها را دور خود قرار داديم و تعداد كافى نگهبان به مراقبت گمارديم اطراق گرديم . روز پانزدهم اين ماه از تپه‌ئى كه خرگوش زياد داشت گذشتيم و ظرف مدت كوتاهى توانستيم با سگ‌هايمان نه خرگوش شكار كنيم . شامگاهان به منطقه حكومت شاهزاده ديگرى كه بونياك « 3 » نام داشت رسيديم و در كنار دهكده‌ئى به همين نام توقف كرديم . محل استراحت ما در گوشهء تپه‌ئى مشرف به دريا بود كه در هر طرف آن درهء عميقى وجود داشت . در برابر خود چمدان‌ها
هامش
( 1 ) - اصل :Myrsae( 2 ) -Rustam( 3 ) -Buniak
سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى ) — صفحة 367 | آدام الئاريوس / احمد بهپور