و چهرهشان زشت است ، وحشى و بىرحماند ، مويشان مشكى و بلند است ، كتى بلند به رنگ سياه يا خاكسترى بر تن مىكنند كه از پارچه بسيار نامرغوبى دوخته شده است و بر روى آن بالاپوشى از نمد مىاندازند ، كلاهى چهارگوش بر سر مىكذارند كه از يك تكه پارچه كه چهار طرف آن را به هم دوختهاند درست شده است .
كفش آنان از پوست گوسفند و يا اسب است كه تكهاى از آن را بريدهاند و از رو و كنار پا به هم دوختهاند . تاتارها خود را مسلمان مىدانند و ختنه مىكنند ، پيرو تركها « 1 » هستند ولى تعصبى ويژه نسبت به اعتقادات دينى ندارند .
از طريق گلهدارى زندگى مىكنند كه اغلب كار زنان آنهاست . مردان از خانه بيرون مىروند و اين طرف و آن طرف به دزدى و غارت مىپردازند ، براى آنان اهميتى ندارد كه حتى فرزندان دوستان ، خواهران و برادران خود را بربايند و به ايرانىها و تركها بفروشند ، به همين جهت به يكديگر اعتماد و اطمينان ندارند .
معمولا هنگام رفتن چه سواره و چه پياده مسلحاند و زره ، سپر و كلاهخود با خويشتن دارند و تير و كمان و زوبين نيز حمل مىكنند .
بازرگانانى كه از منطقه داغستان عبور مىكنند ، لقمه چرب و نرمى براى تاتارها هستند و چنانچه به قدر كافى نيرومند نباشند اموالشان غارت مىشود ، بنابراين كاروانها يا بايد با تعداد نفرات بسيار و مجهز حركت كنند و يا اينكه از طريق دريا اين منطقه را پشت سر بگذارند . نه ايرانىها قادرند و نه روسها كه بر اين - ها حكومت كنند و يا با جنگ آنان را اهلى كنند ، زيرا تاتارها در مواقع خطر فورا به كوههاى صعب العبور پناه مىبرند و درون غارهاى امن و مطمئن خود را پنهان مىسازند .
سرزمين تاتارها داراى شاهزادههاى مختلف است . تقريبا هر شهر شاهزاده و حاكم ويژه خود را دارد كه در رأس آنان شمخال « 2 » است . اين شخص مانند يك
هامش
( 1 ) - يعنى سنى مذهبند - م .
( 2 ) - اصل :Schemkal