نسبت به دومى وجود دارد .
روز هفتم آوريل به شهر قديمى دربند رسيديم كه چند نفر قزلباش به پيشواز ما آمدند ولى حاكم شهر سلطان شاهوردى « 1 » همراه آنان نبود ، زيرا بنابر گفته قزلباشها به سبب اختلافاتى كه بين او و سربازان ايجاد شده بود جرأت بيرون آمدن از قصر خود را نداشته است .
و اما دربارهء شهر دربند « 2 » :
دربند از كوهها تا كنار دريا كشيده شده است ، به طورى كه امواج بلند دريا گاهى تا روى ديوار شهر مىرسد .
دربند گذرگاه و جادهئى را كه بين دريا و كوهستانهاى صعب العبور قرار دارد مىبندد و در عينحال كليد و دروازه آهنين امپراطورى ايرانست .
شهر گويا نهتنها به استناد نوشته مورخين ، بلكه به گفته خود اهالى به دست اسكندر « 3 » ساخته شده است .
حصار شهر بر روى سنگ بنا گذاشته شده است ، زيرا كنارهئى كه دربند را احاطه كرده از سنگ و كشتيرانى و لنگر انداختن در اين قسمت بسيار دشوار و خطرناك است .
بخش بالاى شهر كه به كوه چسبيده پر از بوته گياهان است . ديوارى به قطر سه پا ساختهاند كه به درازاى پنجاه مايل به طرف درياى سياه كشيده شده است . در بعضى جاها ديوار مزبور كاملا صاف و جاهاى ديگر شكم داده بود و به بلندى آدمى
هامش
( 1 ) -Sultan Schahewerdi( 2 ) -Derbent- صفحه 231 كتاب « تذكره جغرافياى تاريخى ايران » :
« راه شرق از طريق شماخى به شيروان . . . و از آنجا در امتداد ساحل دريا به دربند مىرفتند كه اعراب باب الابواب مىگفتند و بندرگاه عمدهء اين صفحات بود . شهر از حيث بزرگى به تفليس برترى داشت . . . » - م .
( 3 ) -Iskander