فصل پنجم - شرح سفر از شماخى تا دربند و از آنجا تا مرز و پايان امپراطورى ايران .
حركت ما از شماخى روز سىام مارس صورت گرفت . از چند كوهستان نسبتا مرتفع گذشتيم و روز دوم آوريل رشته كوههاى مزبور را پشت سر گذاشتيم و بر زمين هموار فرود آمديم و نهچندان دور از دريا به چشمههاى « 1 » نفت برخورديم .
اين چشمهها سى چاله مجزا از يكديگرست كه از آن نفت ( كه روغن پتروليوم است ) شبيه آب با قدرت بيرون مىخيزند ، زيرا اين چشمهها سه چشمه اصلى وجود داشت كه بايستى به اندازه دو كلافتر « 2 » از آن پائين رفت ، به همين سبب بر آن تختههايى به طور عمودى قرار داده بودند كه از آن مانند نردبام براى پائين رفتن استفاده مى - كردند . صداى پرطنين چشمههاى نفت مانند جوشيدن مايع در ديگ به گوش مىرسيد ، بوى تندى نيز به مشام مىخورد ، نفت سفيد بوئى ملايمتر از نفت سياه دارد .
در آنجا دوگونه نفت ديديم ، يكى سياه و ديگرى سفيد كه از اولى مقدارى بيشتر
هامش
( 1 ) - براى آگاهى در مورد نفت اين منطقه در آن زمان به كتاب پرارزش « سياست و اقتصاد عصر صفوى » صفحات 98 و 111 رجوع فرمائيد - م .
( 2 ) -Klafter