ايرانىها گلههاى بز نيز دارند و از گوشتش براى طبخ استفاده مىكنند . پيه اين حيوان را ( از يك بز بيست و پنج پوند پيه بدست مىآورند ) براى روشنائى به كار مىبرند و از پوست آن سفيان « 1 » درست مىكنند كه از طريق مسكو و لهستان به دست ما نيز مىرسد .
گاوميش نيز بسيار دارند . بخصوص در بخشهاى شمالى كنار درياى خزر بعضى از اهالى صاحب چهار ، شش و گاهى صد رأس گاوميش هستند . گاوميش بايستى در جاى مرطوب زندگى كند ، شير و كره اين حيوان داراى طبيعت بسيار سردى است .
در كنار گاوميش ، مانند اروپائيان گاو معمولى نيز دارند . گاوهاى گيلان مانند گاوهاى هندوستان ، بر بالاى گردن ، نزديك شانه داراى كوهانى از چربىاند .
يك بار كسى برايم موضوع خندهدارى تعريف كرد ؛ ظاهرا گاو مادهء ايرانى داراى اين ويژگى است كه اگر هنگام دوشيدن شير او گوسالهاش در كنار نباشد احساس راحتى و آرامش نمىكند و اگر گوسالهاش بميرد ( گوساله را ايرانىها ذبح نمىكنند و گوشت آن را نمىخورند ) بايد پوست او را پر از كاه كنند و رويش نمك بريزند و نزد مادرش بياورند . وقتى كه ماده گاو گوسالهاش را ليسيد آنگاه راضى و آرام مىشود ، در غير اين صورت ناراحت مىشود و نمىگذارد كه شيرش را بدوشند .
ايرانىها اصلا گوشت خوك نمىخورند و پرورش نمىدهند . تعداد اندكى از آنان گوشت خوك را مىخورند ، حتى ارامنه مسيحى كه در كنار ايرانيان زندگى مىكنند ، گوشت خوك نمىخورند و فقط ارامنهئى كه در جامعهئى خودى مانند جلفا به سر مىبرند از اين گوشت به مقدار كم مصرف مىكنند .
ايرانىها شتر بسيار دارند كه نژاد آن گوناگون است . تعدادى از شتران داراى
هامش
( 1 ) -Saffian- يا ساختيان يا سختيان . پوست بز دباغىشده يا تيماج - م