راست درى است كه به باغ بزرگى باز مىشود . در ميان اين باغ عبادتگاه كوچكى قرار دارد . اين باغ يك بستخانه يا پناهگاه بزرگ است كه آن را آلاكاپى « 1 » يا « دروازه خدا » مىنامند . مقروضين ، قاتلين و ساير خلافكاران به اينجا پناهنده مىشوند و تا زمانى كه بتوانند با هزينه شخصى در آنجا بمانند از مجازات مصونند ، ولى دزدان را اجازه نمىدهند كه به مدتى طولانى در اينجا بمانند . زمانى كه ما در اصفهان بوديم يك « سلطان » كه مورد بىمهرى شاه قرار گرفته بود و مىترسيد كه زندگى خود را از دست بدهد با كسان خود زير خيمهئى در همين باغ بست نشسته بود ،
در قسمت جنوبى ميدان مسجد بزرگ « 2 » و فوقالعاده عالى و باشكوهى قرار دارد . غير از اين در اصفهان مساجد و عبادتگاههاى بسيارى هست .
در قسمت شمالى ميدان چند ميخانه ديده مىشود . شيرهخانه « 3 » همان پياله فروشى و ميخانه است كه در آن معمولا افراد بىسر و پا مىنشينند و در برابر آنان سور كرها « 4 » يا پسربچههاى رقاص با حركات و نمايشهاى شهوتانگيز مىرقصند .
زمانى كه احساسات شهوانى مشتريان به جوش آمد و شراب كار خود را كرد با يكى از اين پسربچهها به گوشهاى مىروند و يا اينكه به فاحشهخانههاى عمومى شهر سر مىزنند .
در چاى چتائىخانه « 5 » آب داغ « 6 » ناشناختهئى مىنوشند . از اين نوشيدنى بسيار
هامش
( 1 ) -Allakapiدر مورد اين محل به پانويسهاى پيشين رجوع فرمائيد - م .
( 2 ) - منظور مسجد شاه اصفهان است - م .
( 3 ) -Schire Khane( 4 ) -Surker- شايد « سورگر » به معناى عمله مهمانى [ سور ] باشد - م .
( 5 ) -Tzai Chattai Khane- « چتائى منظور چين است . و - آ » بنابراين مى - توان از اين « چاىخانه چينى » را استنباط كرد - م .
( 6 ) - معلوم مىشود كه در نيمه اول قرن هفدهم هنوز « چاى » در اروپا شناخته شده نبوده است - م .