تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى ) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤
و يا حلقه‌ئى از گل به آن كرده بودند . پشت حوض كنار ديوار ، شاه بر تشكى ابريشمين ، چهارزانو ، مانند ايرانى - هاى عادى بر زمين نشسته بود . آقائى « 1 » بيست و هفت ساله ، خوش هيكل ، تازه‌روى و سفيدچهره مىنمود . او همچون اغلب ايرانىها بينى عقابى و سبيلى كوچك و پر - پشت داشت كه مانند سبيل ديگران آويزان نبود ، لباسى زربفت پوشيده بود كه تفاوت چندانى با البسه متداول در ايران نداشت ، جز اينكه بر دستارش گوهرى زيبا مىدرخشيد و يك پر مرغ ماهيخوار آن را آراسته بود و همچنين روى كرديش « 2 » كه معمولا بدون آستين است يك جفت پوست سمور سياه سيبريه‌ئى از دور يقه تا لبهء نيمتنه دوخته شده بود . چنين كردىئى را بعدا بر تن ساير بزرگان و سرشناسان مملكت نيز ديديم . شمشيرى در كنار داشت كه با طلا و جواهر مزين بود . پشت سر شاه تير و كمان وى به چشم مىخورد . در طرف راست او بيست نوجوان ايستاده بودند كه غلام بچه‌هايش بودند و ظاهرا بايستى فرزندان خوانين و سلطان‌هائى باشند كه حكام ايالاتند ، بعضى از آنان مقطوع النسل شده‌اند . يكى از اين غلام‌بچه‌ها كه صورتى ظريف داشت بادبزنى تقريبا به شكل دم اسب كه از اندام‌هاى يك جانور دريائى به نام ماهرى كوتاس « 3 » درست مىكنند و از هندوستان مىآورند - داشت و با آن شاه را باد مىزد . نزديك غلام‌بچه‌ها ، مهتر « 4 » يا پيشخدمت مخصوص شاه و روبروى شاه صفى ايشيك آقاسىباشى « 5 » كه يكى از بزرگترين مقامات حكومتى است ، با كمى فاصله
هامش
( 1 ) - نويسنده در اينجا واژه آلمانىHerrبه معناى آقا را به كار برده و به اين ترتيب از شاه صفى به احترام ياد كرده است - م . ( 2 ) -Kurdi- « جامهء پشمين ضخيم ، گليم ، پلاس » - فرهنگ فارسى عميد - م . ( 3 ) -Maheri Kutas( 4 ) -Meheter( 5 ) -Eschik agasi baschi- تذكرة الملوك صفحه 5 :
سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى ) — صفحة 194 | آدام الئاريوس / احمد بهپور