فصل نوزدهم - بارعام شاه و تقديم هدايا و پيشكش به او .
روز شانزدهم اوت شاه فرستادگان شاهزادهنشين هلشتاين را به بار حضور و و صرف نهار خواند . براى كسانى كه بايستى در صف مقدم حركت كنند ، چهل رأس اسب تشريفاتى زيبا و تميز فرستاده بودند كه چند رأس از آنها دهنه و يراقشان با زرناب طلاكوب شده بود ، بر اين چند رأس اسب سفرا و افراد طراز اول كميته سوار شدند و ديگران با ترتيب مرسوم به دنبال آنها راه افتادند .
پس از آنكه ساعت دستساز و گرانبهائى كه قرار بود به شاه ايران تقديم شود به علت شكستن كشتى در درياى بالتيك از بين رفته بود ، پيشكشها و هداياى زير تقديم شد :
1 - دو خفتان عالى كاردست كه در آن طلا به كار رفته بود ، يكى كامل و ديگرى نيمتنه كه توسط سه نفر جلوتر از تمام هدايا حمل مىشد .
2 - چهل قبضه تپانچه با جلد و كمربند كه به طرزى عالى آنها را آراسته بودند ، همراه با ساير متعلقات آن ، به وسيله چهل نفر حمل مىشد .
3 - دو قبضه شمشير كه نيام آنها با عقيق و كهربا ( اين دو جواهر نزد ايرانيان بسيار مهم و گرانبهاست ) به شيوهئى هنرمندانه بر روى زمينهء طلا كار شده بود ، همراه با روپوش اعلا كه توسط چهار نفر حمل مىشد .