نداشت ، ولى اكنون نيز قزوين با داشتن يكصدهزار نفر جمعيت مىتواند در مواقع بحرانى و ضرورى فورا يك سپاه نظامى تهيه ببيند .
زبان اهالى قزوين فارسى است ولى لهجه بخصوصى دارند كه مىتوان قزوينىها را از ساير ايرانىها ، مانند هلندىها از آلمانى زبانها را تشخيص داد « 1 » .
خانههاى معمولى شهر از خشت پخته در آفتاب و برابر شيوهء معمارى ايران ساخته شده است ، از بيرون زيبا بهنظر نمىرسد ولى درون آن را سقف گنبدى زدهاند و با گچ سفيدكارى و بر ديوارها شاخوبرگ گياهان و درختان را نقاشى كردهاند .
كف گذرگاههاى شهر كوبيده و سنگفرش نشده است ، بلكه فقط شنوريگ بر روى آنها ريختهاند و بهاينسبب هنگام وزش باد حتى به آرامى ، شهر را گردوغبار فرا مىگيرد .
قزوين فاقد چشمه آب است و بايد آب را از كوه الوند توسط قنات به شهر آورند و به آبانبارها هدايت كنند و در مواقع ضرورى از آنها آب بردارند .
قزوين يخچالهاى زيرزمينى زيادى دارد كه در طول تابستان قادر است يخ را در خود نگهدارى كند . زمانى كه گرماى هوا به ما فشار مىآورد به اين يخچالها مىرفتيم و خود را خنك مىكرديم .
پيش از اين پادشاهان اقامتگاه خود را قزوين قرار داده بودند . برخى نوشتهاند كه شاه طهماسب اولين كسى بود كه مقر خود را از تبريز به قزوين منتقل كرد ، ضمنا اضافه مىكنند كه شاه اسماعيل « 2 » و نه شاه طهماسب كاخ سلطنتى باشكوهى را كه هنوز هم در ميدان بزرگ شهر ديده مىشود ، جنب باغى بزرگ بنا كرده است .
مقابل اين ساختمان باغ ديگرى وجود داشت كه در آن خانههاى زيباى متعدد و درختانى كه بهطور منظم كاشته بودند ديده مىشد . در اين باغ سيب ، گلابى ،
هامش
( 1 ) - زبان هلندى به زبان آلمانى شباهت زياد دارد و ازاينجهت نويسنده تشبيه فوق را آورده است - م .
( 2 ) -Schah Ismael