پس از اين بخش ديگرى عرضه شد كه آن را دبنده « 1 » مىناميدند و عبارتست از حشرهئى با بدن گرد به قطر نيمساعد و درازاى سه چهارم ساعد و داراى دو سوراخ دهان كه از آن جرقه مىبارد . دبنده مانند يك حشره كوچك بين تماشاگران به پرواز آمد ، بدون آنكه به لباسهاى كتانى آنان كه به سرعت قابل اشتعال است آسيبى رساند .
همراه با اين نمايش موشك پرتاب شد . درازاى اينها تقريبا برابر با يك وجب و مخروطى شكل بود كه بر روى چوب كوتاهى استوار كرده و در حالى كه به دست گرفته بودند آتش مىزدند و سپس مانند تيرى به هوا پرتاب مىشد و پس از طى يك مسافت طولانى برقى مىزد و ستارگان كوچكى از آن جدا مىشد و مانند شمعى سوزان به زمين مىافتاد .
كرهء بزرگى را كه روى آن يك استوانه مانند برجى كوچك استوار كرده بودند به معرض نمايش گذاشتند . كره با زنجير و ميخهاى دراز به زمين محكم شده بود و با تمام نيرو از خود غرشى مهيب ، آتش و جرقه خارج مىكرد . اين قسمت از آتشبازى را كومبارا « 2 » مىنامند .
چند نفر بر سر چوب فانوسى كاغذى آويخته بودند و به اين طرف و آن طرف مىرفتند . پس از روشن كردن فانوس آتش به كاغذ مىرسيد و تعدادى موشك از آن به اطراف پرتاب مىشد و بالاخره باقىماندهء سوخته فانوس به زمين مىافتاد . تعداد زيادى موشك را كنار هم بسته و آويزان نگه داشته بودند . اينها پس از آتش گرفتن دنبال راه خروجى بودند كه آزاد و پرتاب شوند ولى چون وسيله ريسمان به يكديگر محكم شده بودند ، لذا نمىتوانستند رها شوند . اين نمايش بسيار ديدنى بود ، همينطور ستارگان معلق و بسيارى نمايش كمنظير و ديدنى ديگر .
از ديدنىهائى كه بيان شد اين بخش از بازى نيز بىلطف نبود كه چند نفر
هامش
( 1 ) -Debende- احتمالا دونده - م .
( 2 ) -Kumbara- به احتمال بسيار زياد همان « خمپاره » است در تركى آذرى و و اسلامبولى به همين شكل معناى خمپاره مىدهد - م .