طعام كه در اغلب آنها برنج دم كرده و رنگين بود و بر روى اين برنج گوشت پخته يا سرخ شده و خاگينه گذاشته بودند . اين غذاها را كه بر روى سر حمل مىكردند نزد ما آوردند و سفرهئى بر زمين پهن كردند و ما بايستى مانند ايرانىها كنار سفره مىنشستيم و اينگونه نشستن برايمان كمى مشكل بود . ضمنا بنا به رسم و قاعده با اين غذا اجازهء نوشيدن شراب نداشتيم . سفرا دستور دادند كه چند قطعه موسيقى وسيله ترومپت نواخته شود . آنها مىخواستند كه به آورندگان غذا انعام دهند لكن قبول نكردند ، زيرا در غير اين صورت مجازات سختى در انتظار آنان بود .
كمى بعد آشپزخانه و انبار ما از خوراكى و نوشيدنى پر شد ، به اين ترتيب كه روزانه شانزده رأس گوسفند ، دويست عدد تخممرغ ، چهار باتمن كره ( يك باتمن « 1 » هفت و نيم پوند است ) دو باتمن كشمش ، يك باتمن بادام ، صد باتمن شراب ، دو باتمن دوشاب « 2 » يا شربت غليظ ، آرد ، برنج ، جوجه و غيره . البته اينها غير از آن مقدار خوراكىها و نوشيدنىهايى است كه خان به كرات از روى دوستى به افتخار سفراى ما داده بود .
هامش
( 1 ) - بنابراين يك باتمن برابر با حدود سه كيلو و ششصد و پنجاه گرم است . تاورينه و ويرايشگر آلمانى يك باتمن را حدود سه كيلوگرم دانستهاند - م .
( 2 ) -Duschab