در اينجا حضرت اشاره دارند به داستانى كه در جلسه قبل ذكر كرديم ، يعنى خيانتى كه اشعث به قوم خود كرد و درهاى قلعه را به روى ارتش ابوبكر باز كرد و در نتيجه هشتصد نفر از قبيله اش به دست ارتش ابوبكر كشته شدند ، چون مرتدّ شده بودند .
كلام سيّد رضىّ در مورد خيانت اشعث به قومش ، و ردّ آن
« قال السّيّد الشّريف : يريد ( عليه السلام ) انه أسر فى الكفر مرّة و فى الاسلام مرّة »
( سيّد رضىّ مى فرمايد : منظور حضرت اين است كه اشعث يك مرتبه در حال كفر و يك مرتبه در حال اسلام اسير شده است . )
« و أمّا قوله ( عليه السلام ) : « دَلَّ عَلَى قَوْمِهِ السَّيْفَ » فأراد به حديثاً كان للأشعث مع خالد بن الوليد باليمامة ، غرّ فيه قومه و مكربهم حتى أوقع بهم خالد ، و كان قومه بعد ذلك يسمّونه « عُرفَ النّار » و هو اسم للغادر عندهم »
( اما اين كه حضرت فرمود : راهنمايى كرد بر قومش شمشير را ، مقصود داستانى است كه اشعث در يمامه با خالد بن وليد داشته كه در آن جريان قوم خود را فريب داد و در حق آنان مكر كرد ، تا اين كه خالد بن وليد آنها را كشت ، و قومش بعد از آن به اشعث مى گفتند « عُرف النار » يعنى يال آتش ، و نزد آن قوم اين اسم كسى بود كه مردم را فريب مىدهد . )
آنچه را مرحوم سيّد رضىّ در مورد درگيرى اشعث و قومش با خالد بن وليد مى فرمايد ابن ابى الحديد مى گويد : ما در جايى نيافتيم ، ( 1 ) و مورّخين هم برخوردش را با لشكر ابوبكر حكايت كرده اند ، و ما در جلسه گذشته مفصّل بيان كرديم .
خطر منافقين و آسيب ناپذيرى انقلاب
به هرحال اشعث از سران منافقين بوده . من در جلسه گذشته عرض كردم كه ضرر
هامش
1 - شرح ابن ابى الحديد ، ج 1 ، ص 296