نكته مهم ديد جامعه شناسانه حضرت است . جامعه شناسان مى گويند همه پديده ها و رفتارها حتى در خصوصى ترين شكل خود مانند اخلاق علّت و ريشه اجتماعى دارند و براى اين سخن دلايل محكمى ارائه مى كنند . حضرت نيز مى كوشد دلايل اجتماعى و محيطى رفتار مردم بصره را به عنوان هنجارهاى مسلّط بيابد و توضيح دهد .
اصول سه گانه اخلاق
در جلسه گذشته عرض كرديم كه اخلاق سه رشته دارد : يكى مربوط به هدايت فهم و ادراك است ، يكى مربوط به قوّه شهويه است و يكى هم مربوط به قوّه غضبيه .
اگر انسان اهل منطق و فهم باشد مى گويند حكيم است ، اگر سريع التأثر باشد و عقلش دست جوّ و احساسات باشد سبك عقل است . انسان نبايد عقلش را در اختيار جوّ و احساسات بگذارد ، ما مى بينيم گاهى اوقات براى مطلب غير حقى جوّسازى مى كنند و مردم تحت تأثير جوّ قرار مى گيرند . در اينجا مسئولين كشور ، قضات و آنهايى كه بايد تصميم شان بر اساس عقل و منطق باشد ، بايد سعى كنند كه تحت تأثير جوّ و احساسات زودگذر قرار نگيرند .
« وَسَفِهَتْ حُلُومُكُمْ »
( و عقلهاى شما سفيهانه است . )
« حُلُوم » جمع « حُلُم » يعنى عقل . در قرآن آمده است : ( و الّذين لم يبلغوا الحلم منكم ) ( 1 ) و آنهايى كه هنوز به عقل نرسيده اند . آدم سفيه كسى است كه نه كاملاً ديوانه است و نه عاقل ، كسانى بين ديوانه و عاقل هستند ، به قول معروف « خُل » هستند .
هامش
1 - سوره نور ، آيه 58