« الْمُحْتَبَسُ فِيهَا بِذَنْبِهِ ، وَالْخَارِجُ بِعَفْوِ اللَّهِ »
( آن كس كه در بلاد شما باشد گرفتار گناه ، و آن كس كه خارج شود مورد عفو و بخشش خدا قرار مى گيرد . )
محيط كه فاسد باشد همه مردم سراغ فساد مى روند .
« كَأَنِّى أَنْظُرُ إِلَى قَرْيَتِكُمْ هذِهِ قَدْ طَبَّقَهَا الْمَاءُ حَتَّى مَا يُرَى مِنْهَا إِلاَّ شُرَفُ الْمَسْجِدِ كَأَنَّهُ جُؤْجُؤُ طَيْر فِى لُجَّةِ بَحْر »
( مثل اين كه من به اين قريه شما ( بصره ) نگاه مى كنم كه آب آن را فرا گرفته به صورتى كه از شهر شما مگر كنگره هاى مسجد ديده نمى شود ، همانند سينه مرغى در گرداب دريا . )
« شُرَف » جمع « شرفة » است يعنى كنگره كه بالاترين جاى مسجد است .
والسّلام عليكم و رحمة الله و بركاته
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 174
مساهمون: الشيخ المنتظري
ص١٧٤