« و فى رواية : كَجُؤْجُؤِ طَيْر فِى لُجَّةِ بَحْر »
( و در روايتى است : مثل سينه مرغ در گرداب دريا . )
« لجّة » يعنى گرداب . به هرحال اين قسمت خطبه از اخبار غيبى حضرت است . حال آيا مقصود حضرت همان دو دفعه اى بوده كه ابن ابى الحديد ذكر مىكند و يا اين كه در آينده شهر بصره از بالا بمباران مىشود و از پايين غرق در آب ، نمى دانيم . سيّد رضىّ مى گويد :
« و فى رواية أخرى : بِلاَدُكُمْ أَنْتَنُ بِلاَدِ اللَّهِ تُرْبَةً »
( و در روايت ديگرى حضرت خطاب به مردم بصره فرمود : شهرهاى شما از نظر خاك متعفن ترين شهرهاى خداست . )
در اطراف بصره شهرهاى كوچك بوده و الآن هم همين طور است ، و چون در كنار آب است و آب جزر و مد دارد به صورت لجن در مى آيد و لجن ها متعفن مى باشد .
« أَقْرَبُهَا مِنَ الْمَاءِ ، وَأَبْعَدُهَا مِنَ السَّماءِ »
( نزديك ترين شهرها به آب ، و دورترين آنها از آسمان . )
همين كه كمى آب بالا مى زند شهر را مى گيرد ، و قهراً وقتى پايين باشد از آسمان دور تر است ; و شايد مراد اين است كه رحمت خدا كه از بالا مى آيد كمتر به بصره مى رسد .
« وَبِهَا تِسْعَةُ أَعْشَارِ الشَّرِّ »
( و نه دهم بديها در شهرهاى شماست . )
شايد مقصود حضرت اين نيست كه 109 كلّ بديهاى دنيا در بصره رخ مىدهد ، بلكه مقصود اين باشد كه اگر بديهاى دنيا 10 رشته باشد 9 رشته آن در بصره هم ديده مىشود .
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 173
مساهمون: الشيخ المنتظري
ص١٧٣